اخیرا در پرونده جدیدی از نشریه “پنجره” نوشتجاتی “در جستجوی جاي پاي مرد مرموز سياست ايران، موسوي خوئيني ها” نوشته شده و به شیوه مطالبی که اخیرا نمونه آن را زیاد میخوانیم سعی شده است به ابعاد تاریک زندگی سیاسی موسوی خویینی ها اشاره شود. از جمله موارد اشاره شده آن است که موسوی خویینی ها از قضا در جوانی کمونیست بوده و وابستگی هایی به شوروی داشته و لابد از این میشود نتیجه گرفت که موسوی خویینی ها هم درست مثل میرحسین موسوی سابقه دشمنی اش با ایران و نظام برمیگردد به خیلی قبل از آنکه ما میدانیم!
در این باره برادر عزیزم تورجان مطلبی نوشته و وبلاگ “آهستان”هم در پاسخ تورجان وی را به تطهیر اشتباهات اصلاح طلبان به بهانه نزدیکی آنها به امام و حضور آنها در حلقه یاران امام متهم کرده. من اما احساس میکنم که استدلال تورجان آنقدر قابل فهم و رساست که هیچ انسان بی قصد و غرضی از آن نتایجی که در این نوشته گرفته شده است را نمیگیرد.
آنچه تورجان بدان اشاره کرده است به همین سادگی است: درست است که اخیرا افرادی که سابقه تعهدشان به نظام و انقلاب مشخص است در عرض چند ثانیه و به خاطر مخالفت با آقای احمدی نژاد به یک باره تبدیل میشوند به منافقانی که گذشته شان را فراموش کرده اند و به صف دشمن پیوسته اند، ولی اینکه یک قدم جلوتر برویم و بگوییم اینها همان زمان که به انقلاب تعهد داشته اند و توسط امام هم تایید میشدند در نفاق بوده اند جوری زیر سوال بردن امام است. به هرحال وقتی امام از فردی یا افرادی تعریف میکردند دست کم “حال” آنها را تایید میکردند و این حمایت پای امام هم نوشته میشود.
وقتی اتهام سابقه کمونیستی موسوی خویینی ها را خواندم به یک باره یاد ماجرای اتهام آقای خزعلی عضو محترم شورای نگهبان به آقای سلامتی (فکر میکنم آقای محمد سلامتی دبیرکل فعلی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی) در زمان امام افتادم. جریان از این قرار است که آقای خزعلی به خاطر برخی مسائل روی منبر آقای سلامتی را کمونیست خوانده بوده و (تقریبا مثل برخی اعضای شورای نگهبان همین الان) با پرخاشگویی اتهاماتی را علیه آقای سلامتی روا داشتند. در واکنش به این اقدام امام نامه ای به فقهای محترم شورای نگهبان نوشتند و هشدار دادند که “مادامی که شما اینگونه عمل میکنید، باز هم توقع دارید جوانان انقلابی تند احترام شما را بگیرند.”
متن کامل این نامه را با اجازه سایت کتاب نیوز اینجا میگذارم:
بسمه تعالی
حضرات فقهای محترم شورای نگهبان – دامت افاضاتهمبا سلام و آرزوی موفقیت برای شما و تمامی آنانی که قلبشان برای پیروی اسلام میتپد. گاهی دیده میشود که بعضی از آقایان محترم در مسائلی وارد میشوند که موجب وهن شورای نگهبان است. فقهای محترم باید توجه داشته باشند که نباید در مسائلی که مورد درگیری هست، وارد شوند. از باب مثال در شان شورای نگهبان و حتی خود حضرت آقای خزعلی نیست که به افراد مختلف تندی کند. اینکه دیگر روشن است که روی منبر و یا هر کجا حرام است به مسلمانی نسبت کمونیستی داد. بر فرض که ایشان بگوید من نسبت ندادم، ولی این را که معترفند که گفتهاند: میگویند آقای سلامتی کمونیست است. آیا این توهین و گناه بزرگ از شخصی که عضو شورای نگهبان است، آن هم به مسلمانی که نمایندهی مردم تهران است، شرعاً چه صورتی دارد. مادامی که شما اینگونه عمل میکنید، باز هم توقع دارید جوانان انقلابی تند احترام شما را بگیرند.
آیا شخصی که میآید نزد فقهای شورای نگهبان و میگوید: اگر گناهی هم کردهام توبه میکنم، راه درستی را رفته است یا کسی که روی منبر این توبه را به عنوان ضعف یک نماینده نقل میکند؟ بحث بر سر خوبی و بدی نمایندگان و سایر افراد نیست، بحث بر سر راه گناه و کج رفتن است. همه باید توجه کنیم که آلت دست بازیگران سیاسی نشویم. باید سعی شود آقایان به عنوان منبری پرخاشگری که تا این مرحله حاضر است پیش رود معرفی نشوند.
شما نگویید آنها به ما بد میگویند و ما با این صحبتها جواب آنها را میدهیم. آنها که به شما بد میگویند، پست مقدس شورای نگهبان را ندارند. شما در مکانی نشستهاید که باید خیلی از مسائل را با سکوت و وزانت خویش حل کنید. حواستان را جمع کنید که نکند یکمرتبه متوجه شوید که انجمن حجتیهایها همه چیزتان را نابود کردهاند. من به شما آقایان علاقهمندم ولی لازم میدانم گاهی که مسئلهای را میبینم تذکر دهم . والسلام علیکم و رحمه الله وبرکاته .”
روح الله الموسوی الخمینی
( صحیفه امام، بخش ضمیمه، ص 579)
پی نوشت- حالا که بحث استدلال و مغلطه و امثالهم شد چطور است من هم این وسط بپرسم که بینی و بین الله اینکه چهار تجربه منزوی زندگی آدمها را که تازه در صحت و سقم آن تجارب هم شک هست را برداریم و سپس از وصل کردنشان نتایجی چونان نتایج نشریه پنجره بگیریم هم شد روش استدلال؟ خود من بعد از خواندن یکی این نوشته ها به نتیجه رسیده ام که بی شک کمونیست و حامی شوروی بوده ام و خودم نمیدانسته ام چون هم در دوره تحصیل ام (همین الان) با چند کمونیست آشناییتی دارم و هم زمان جنگ گرجستان و روسیه حق را دادم به روسیه. پرونده سازی هم میکنیم، طبیعی تر کار کنیم!





