پیش نوشت: من این مطلب را در حالت استیصال و زمانی که هم اخبار ایران نگران کننده بود و هم اخبار خارج از ایران. اگر لحنش نسبت به آقای دانشطلب خدایی نکرده محترمانه نیست از ایشان عذر میخواهم.
گفتم: از آقای دانشطلب چه خبر؟ میان این وقایع اخیر هسته ای و کوتاه آمدن مفتضحانه مقامات ایران در مقابل آمریکاییها باید یک چیزی بنویسد.
گفت: صد در صد. دانشطلب از قبل گفته است که کوتاه نیامدن در مقابل دولت های بیگانه ملاک اصلیاش در حمایت از گروههای سیاسی است و حتی گفته بود که دلیل اصلیاش از عدم حمایت از سبزها “وابستگی سبزها به بیگانههاست!”
گفتم: با این حساب عجیب است که این آدمی که بابت یک شعار سبزها دو مطلب (+, +) نوشت در مقابل این قضیه ساکت است.
گفت: ولی من مطمئنم آقای دانشطلب خیلی از وضع پیش آمده ناراحت است و فکر میکند دولت کار خیلی خیلی بدی کرده است.
گفتم: جوانی به همسر یک یارویی توی پارک جلوی چشمش متلک انداخت. وقتی همسر یارو تحریکش کرد که غیرت به خرج بدهد و برود خودی نشان دهد به نزد جوان رفت و با عصبانیت تمام گفت: “بلا! بلا! بلا!”
***
غرض از “گفت و شنود” بالا به هیچ وجه زیرسوال بردن حس میهندوستی و بیگانهستیزی آقای دانشطلب نبود بلکه تنها ارایه نمونهای بود از وقتی “وابستگیهای احساسی مانع بلوغ عقلایی میشوند.” همین پریروز مشاور امنیت ملی آمریکا اعلام کرد که که سیاستهای هستهای ایران در حال حاضر در “مسیر درست” حرکت میکند. چهشده که آمریکاییها ظرف چند روز از گرگ تبدیل به میش شدند؟ جریان از این قرار است که در گفتگوهای روز پنجشنبه ایران موافقت کردهاست به غنیسازی اورانیومش در خاک روسیه. یعنی به زبان واضحتر بعد از این همه فراز و نشیب ملت ما که با تحریم و سیاهنمایی بینالمللی و خطرجنگ ساخت و باز با صدای رسا که گوش مستکبرین را کر میکرد شعار در حمایت از “حق مسلمش” داد ایران پیشنهادی را قبول کرده که از مدتها قبل- حتی از زمان خاتمی- به ایران داده میشد.
یک عقبنشینی مفتضحانهای که چندسال پیش زمان خاتمی مشابهاش رخ داد باز دارد رخ میدهد ولی اینبار نه جلوی محل دیدار دیپلماتها تظاهراتی هست و نه اصلا بحثی و حرف و حدیثی. این هم پیام ماجرا: وقتی مردم را با اتهامات مختلف بهجان یکدیگر بیندازی میتوانی جلوی چشمشان حقشان را هم بفروشی و صدای کسی هم در نیاید. دولتی که افتخارش ایستادگی در مقابل موضوع هستهای بود- و به حق هم سیاست خارجیاش در بسیاری موارد مورد تایید بسیاری از جمله خود من بود- حالا دارد خیلی راحت تبر به ریشه ملتی میزند که ریشهاش سفتتر از اینهاست که با این تبرهای ساختهشده از اورانیوم غنیشده در خاک روسیه بخشکد و خاطرهاش قویتر از اینکه این خیانتها را فراموش کند.
اما چه شد که چنین شد؟ یادم هست یکبار توی فرندفید با یک فیدی روبرو شدم از فردی که نوشته بود “به حماقت یک عده که نصرالله رو محبوب می دونن و احمدی نژاد رو منفور می خندم .” من آنزمان دقت کردم که چطور حمایت از احمدینژاد در فرهنگسیاسی ما اخیرا شدهاست پیشنیاز حمایت از مقاومت لبنان و فلسطین که سابقه هردوشان برمیگردد به قبل از اینکه احمدینژاد سرکلاس اول دبستان رفت. این اتفاقی است که نه تنها با مقاومتهای اسلامی بلکه با آرمانهای انقلاب هم رخداده. دیگر شما یا طرف احمدینژادید یا طرف بیگانه. بههمینسان هم هست که حالا قضیه هستهای که سابق براین یک موضوع ملی بود شده بحث حمایت از یک گروه و جریان سیاسی. درحقیقت احمدینژاد شده نماد یک خواست ملی و حالا شما اگر میخواهید حامی حق مردم ایران به داشتن انرژی هستهای باشید باید حامی احمدینژاد هم باشید.
مشابه همین قضیه در مورد سایر ابعاد سیاستهای داخلی و خارجی احمدینژاد رخدادهاست. درسالهای اخیر هرکس آمد و انتقاد کرد از واردات بیرویه کالاها از چین یا از خصوصیسازی سرطانزا یا از هزار سیاست اشتباه دیگر که اتفاقا انتقادهای لیبرالی هم نیستند و خواست آمریکا و “مرفهین” هم نیستند و روزنامههای “زنجیرهای” هم به خاطر برنامههای سیاسیشان حرفی ازشان نمیزنند به یک برچسبی متهم شد و حرفش نادیده گرفتهشد. کسانی که انتقاداتشان از درون گفتمان انقلاباسلامی هم بود متهم شدند به “قرآن سرنیزهکردن” یا آقای کوچکزاده سرشان داد زد “هذا کلمه الحق یردی بهاالباطل.”
من اما یک سوال سادهدارم: کجا میشود معترض به سیاستهای این دولت بود و وابسته به اجنبی نبود؟ کجا میشود انتقادی کرد و برچسب نخورد؟ و از آن مهمتر غیرت دوستان در انتقاد از سیاستهای مخرب “خودیها” کی بهجوش میآید؟ آیا مرزی بر این سکوت بنابر “مصلحت” هست؟
پینوشت: اگر من این بار در مورد آقای دانشطلب نوشتم و اینقدر صریح نوشتم دلیلی دارد که هرکس من و ایشان را بشناسد میداند/ دقت کنید متاسفانه موضوع اصلی حتی این نیست که این عقب نشینی خوب و درست است یا خیانتی کثیف بلکه در مورد سکوتی است که در مورد همچین عقبنشینی غیرمنتظرهای درحال رخداد است. انتظار که ندارید اول زیر بیانیه را امضا کنند بعد در اعتراضش بنویسیم؟





