ادوارد سعید، متفکر و منتقد ادبی بزرگ فلسطینی، در کتاب “نمایش روشنفکران” به میل به “وضعیت تبعیدی” اشاره میکند که بخش رادیکال آکادمیای آمریکا (به عنوان یک مثال بارز از وصعیت تبعید روشنفکرانه) به جدا بودن از کانتکست تحولات جامعه نشان میدهد. “تبعید” درحقیقت نوعی گوشه گیری اجتماعی و فرار از وضعیت اسف بار جامعه است. این وضعیت در مورد جامعه آمریکا به نیکی و روشنی احساس میشود. روشنفکران این کشور در مقابل تحولات جامعه تاحد زیادی ناتوان به نظر میرسند و یا به دور از کانتکست تحولات جامعه به نوشتن کتابهایی با ادبیات دشوار و مخاطب فوق العاده خاص مشغولند و یا در بهترین و “حوزه عمومی”ترین حالت مانند نوام چامسکی به صدای مخالفی تبدیل شده اند که جامعه آمریکا تقریبا خیلی وقت است به نشنیدن یا وانمود کردن به نشنیدنش عادت کرده است. وضعیت گروه اول خیلی بیشتر به “تبعید روشنفکرانه” در مفهومی که سعید در کتابش ارائه داده است نزدیکتر به نظر میرسد، هرچند وضعیت روشنفکران “حوزه عمومی” چون چامسکی و خود سعید نیز چندان غیر”تبعیدی” نیست.
درمقابل این وضعیت “تبعید” که یک واکنش روشنفکرانه است به ناامیدی حاصل از وضعیت به زعم بسیاری اسف بار اجتماعی آمریکا، روشنفکران گاه ممکن است رو به واکنشی متفاوت بیاورند که من اسمش را میگذارم وضعیت “غربت.” وضعیت “جامعه روشنفکری” ایران به نظر من نمونه عالی برای فهم وضعیت “غربت” روشنفکرانه است. برخلاف جامعه روشنفکری آمریکا، “جامعه روشنفکری” ایران از جامعه خود فرار نکرده است. برعکس، بسیاری از وابستگان به این جامعه، حضور فعالی دارند در عرصه های سیاسی که به طور مستقیم با مردم در ارتباط است. نمونه بارزش انتخابات است. هرسال بحث های انتخاباتی شدیدی در میان “جامعه روشنفکری” ایران در مورد استراتژی مناسب انتخاباتی شکل میگیرد. این وضعیت به هیچ وجه مناسب تعریف سعید از روشنفکر “تبعیدی” نیست. واکنش روشنفکری ایرانی به مشکلات جامعه اش فرار عزلات گشایانه از آنها نیست بلکه “تقلیل سیاسی” این مشکلات است.
“روشنفکر” ایرانی مشکلات جامعه را از لنز سیاسی می بینید. مشکل زنان ایرانی قوانین نابرابر است. مشکل ایران احمدی نژاد است. مشکل اصلاحات کروبی و پیش از او خاتمی است. مشکل جنبش دانشجویی بسیج است.مشکل جامعه ایرانی عدم وجود حکومتی دمکراتیک است. راه حل مشکل هم حمایت از جناح اصلاح طلب است. هدف هم حذف احمدی نژاد و مثلا نظارت استصوابی است. این را اکبر گنجی که خودش هم کم دچار به مشکلی که اشاره میکند نیست در کتاب “راه به دمکراسی”اش “اصالت سیاست” نام گذاشته و من بیشتر مایلم “تقلیل گرایی سیاسی” بخوانمش.”تقلیل گرایی سیاسی” “روشنفکر” ایرانی را از ابعاد اجتماعی و فرهنگی مشکلات جامعه غافل کرده و نهایتا “روشنفکر” را از مقام روشنفکری رسانده است به درجه یک “فعال سیاسی.” اینجاست که “روشنفکر” از “خود”اش یعنی روشنفکر بودنش هجرت میکند و دچار وضعیت “غربت” میشود. این وضعیت که تا حد زیادی حاصل فقر فکری و فرهنگی “روشنفکری” ایرانی است را میشود به خوبی در آثار “روشنفکران” دوم خردادی و “لیبرالهای” ایرانی به خصوص دید.






روشنفکر ایرانی با جامعه خودش بسیار بیگانه است دلیل عمده این است که عموما خاستگاه اجتماعی بورژوای شهری دارند و تمایلات به شدت راست و بازار آزاد را در حوضه اقتصاد دارند و محصولات فرهنگیشان مناسب ارتباط برفرار کردن با توده های مردم نیست
اگه من تو دنيايي حقيقي درست به اندازه ي ساكنين احتمالي يك جزيره ي متروك روابط اجتماعي داشته باشم و اگه نخوام تبليغات وبلاگ ام رو بدم به بلاگفا تا در كنار تبليغات جومونگ و مرد دو هزار چهره نشون اش بدن و اگه كارت هاي تبليغاتي زدن براي وبلاگي كه ده تا پست بيشتر نداره همون طور كه به نظر شما ، به نظر خودم هم مضحك بياد و اگه بيشتر از اين نتونم بدون خواننده ادامه بدم و اگه همچنان اصرار داشته باشم كه ادامه بدم بايد چي كار كنم ؟
تصديق مي فرمائيد كه چاره اي نداشتم جز اينكه به شيوه اي نه چندان متفاوت با تريپ ” عجب وبلاگي داري ؛ بعداً مي خونم اش ، هر كس به من سر نزد خر است!” از قسمت نظرات وبلاگ شما و ديگران سؤاستفاده كنم.
نمي دونم چرا سيستم وبلاگ اين طوري است ! مثل هنرمندي مي شي كه بايد شروع كنه روي سن براي خود اش اجرا كردن تا شايد يك عده اي خبردار بشن و يك عده اي از اون عده تمايل داشته باشن و يك عده اي از اين عده ي اخير علاوه بر تمايل حال هم داشته باشن و براي تماشا بيان !
اونی که بهداد گفت هم درسته
سلام.جالب انگیزناک بود.راستی اینارودیدین؟
http://www.dolatyar.ir
http://www.dolateyar.ir
توسایت دولتیارازمتون قشنگتون استفاده میشه.یه سر بزن.
مسوول ستاد هاي مردمي دکتر احمدي نژاد:رنگ ستادهاي مردمي دكتر احمدينژاد رنگ عدالت، پاكي و عشق است كه همه اينها در پرچم جمهوري اسلامي ايران كه نماد توحيد، استقلال و نماد جمهوري اسلامي ايران است، مستتر است
همگي به رنگ سه رنگ پرچم عزيز کشورمان ميشويم
ضمنا
همایش سراسری حاميان وبلاگ نویس دکتر احمدی نژاد>>>>زمان: یکشنبه 10 خرداد 1388 از ساعت 17 الی 19 مکان : سالن سید الشهدا (ع) – میدان هفتم تیر – ابتدای خیابان مفتح جنوبی سخنرانان: دکتر حسن عباسی – مهندس سید مجتبی ثمره هاشمی لطفا به دوستان اطلاع دهيد
سبز سبزم ريشه دارم . . .
به نام ايران و ايراني ، به ميرحسين موسوی رای می دهم.
به اميد تغييرات سبز برای ايران ما.[گل]