با تشکر از الیاس عزیز برای دعوت به این بازی
عموجان
جوابیه ات را به”بچه ها” خواندم و جواب دادنم آمد. من هم با الیاس مخالفم که “فیلترینگ در ایران فایده ای ندارد.” فیلترینگ فایده دارد. راه انداختن گرداب هم فایده دارد. کشته شدن وبلاگ نویس هم “فایده” دارد. الان خیلی از وبلاگ نویسانی که روزی روزگاری توی وبلاگشان نوشته بودند احمدی نژاد بالای چشمش ابرو است وبلاگشان را تعطیل کرده اند. رفیق من مینا اصلا وبلاگش را خصوصی کرده. با این حساب چه کسی است که فیلترینگ را “بی فایده” بخواند.
منتهی با همه اینها فیلترینگ آن فایده ای که شما از آن متصوری را ندارد. فیلترینگ به طور خاص و سانسور به طور عام توی سر نویسنده میزند، به حاشیه اش میکشاند و پس از چندی حتی نابودش میکند. اما تجربه ثابت کرده هر فیلتری قابل عبور است. این مسئله اصلی است. نمیدانم شنیده ای آنزمان را که جلوی دانشگاه تهران کتابخانه ها به طور مخفی کتب مارکسیستی بین دانشجوها میپراکندند. این اتفاق دهه های 40 و 50 رخ داد. یعنی زمانی که همه چیز به شکلی فوق العاده پلیسی فیلتر بود. حتی بهنود میگوید تا سایز تیتر روزنامه ها هم از زیر سانسور رد میشد.
سوال اصلی اما اینجاست که اگر مثلا کمانگیر به خاطر “حرفهای آسمان خراش” فیلتر میشود، با هزارتا آسمان خراش تر از کمانگیر چه میشود کرد؟ این”تفکر مهندسی” مورد اشاره شما امروز همه جا را گرفته. یک سر برو به دانشکده های علوم اجتماعی دانشگاه تهران ببین جامعه شناسی و علوم سیاسی را هم دارند میکنند رشته مهندسی. مگر همین چهارسال پیش شانزده سال نبود مملکت دست مهندسها بود؟ از خودت پرسیده ای عمو جان که چه شد اینطور شد؟
من جوابش را میدانم. یک نگاه بینداز ببین نسبت به تفکرات “مهندسی” توی تاریخ ما تا کنون چه موضعی جز بگیر و ببند و بزن پیاده کردی؟ توی دانشگاه اخراجشان کردی، بازنشستگی پیش از موعد دادی بهشان، روزنامه شان را بستی، کتابشان را توقیف کردی و وبلاگشان را هم فیلتر. اما هنوز بازدید روزانه وبلاگشان بالاتر است از خرید یک سال روزنامه کیهان. عموجان! تو در موضع ضعف بودی در قبال آنها، هرچند قدرت را در دست داشتی.
عموجان درحقیقت تو وارد بازی شده ای که قبل از وارد شدنش خودت خودت را در موضع باخت تصور کردی. اگر “غرب زدگی” جلال را خوانده باشی این هم بخشی است از همان پدیده. جلال میگفت غرب زدگی حاصل مسخ نگاه ما به غرب از “حسادت و رقابت” به “پایین دستی و شکست خوردگی” است. و امروز تو با فیلترکردن هر صفحه اینترنتی داری باخت خودت را مسجل تر میکنی. و با مانندکردن خودت به حکومت های غربی و اعمال سانسور از سوی آنان داری خودت را در موضعی قرار میدهی که انقلاب ایران برای نسخ آن شکل گرفت: حکومتی مثل همه حکومتهای دنیا، سرکوبگر و محدودکننده.
اگر به نتیجه ای شبیه من رسیدی آنوقت به من ایمیل بزن تا با هم صحبت کنیم، هرچند قبلا در این مورد زیاد در اینجا گفته ایم و نوشته ایم.






1_ مهندس بر دو نوع است: مهندس فنی، مهندس اجتماعی.
2_ گفتی که: هنوز بازدید روزانه وبلاگشان بالاتر است از خرید یک سال روزنامه کیهان … پس دعوا سر چیست؟
3_ غربزدگی جلال حاصل نگاه مهندسی ـ مارکسیستی به فلسفه فردید است.
4_ حکومت حکومت است، در اصل و ماهیت که حساب بکنی حکومتها با هم هیچ فرقی ندارند.
5_ از تو انتظار داشتم درگیر احساسات نشوی، کاش به جای احساسات از فکرت کمک می گرفتی، تو اگر همه جای نوشته من را خوب خوانده باشی عنوانش را خونب نخوانده ای: وقتی فکر نمی کنیم!
راستی یادم نمی آید در مورد فیلترینگ در فرندفید با هم صحبت کرده باشیم