اطلاعیه اخیر میرحسین موسوی در مورد نوشته یک طنزنویس در طنز خانم فاطمه رجبی هشداری است به گرایشات فراوان سکسیستی و جنسیت گرایانه بین گروههای از جریانات اصلاح طلب خارج از کشور. هشدارها و انتقاداتی که سالهاست هم از سوی اقشار محافظه کار جامعه و هم از سوی برخی گروههای چپ خارج از کشور به اصلاح طلبان داده میشود. از مدت ها قبل بارها به افراد وابسته به جریان اصلاح طلب خارج از کشور نسبت به استفاده از واژه ها و عباراتی که بار اخلاقی و جنسیتی نادرست دارند انتقادات جدی شده بود. واقعیت اینجاست که گفتار به کار رفته از این گروه نه تنها با اصول “حقوق زنان” در سطح بین المللی بلکه حتی با فرهنگ سنتی ایرانی و احترام فراوانی که این فرهنگ برای حفظ حرمت زنان دارد در تضاد است.
در مورد نحوه بیان و گفتار استفاده شده از سوی این جریانات نسبت به فاطمه رجبی اما قضیه درحد کاملا جدی تری است. شخصیت فاطمه رجبی از نگاه این دیسکورس خاص حاوی کمترین حد ارزش انسانی است. درحقیقت همان طور که رییس جمهور ایران آقای احمدی نژاد در بسیاری موارد در رسانه های بین المللی اصطلاحا “دیوآسا ” میشود، فاطمه رجبی نیز در معرض همچین نگاهی قرار میگیرد و به شخصیتی تبدیل میشود که از نگاه خواننده لایق به استحزا کشیده شدن و به مسخره گرفتن شدن به شکلی کامل غیرانسانی است. گویی طنزنویس (برای مثال در مورد نوشته های ابراهیم نبوی در باره فاطمه رجبی) حق دارد مطالبی را درباره فامطه رجبی بیان کند که بیانش در مورد تقریبا هر فرد دیگری در موقعیت ف او نادرست و مضموم است. این نکته بسیار قابل توجه است زیرا در پاسخ به اطلاعیه آقای موسوی طنزنویس مزبور از آقای موسوی خواست دعوای چهارساله وی با فاطمه رجبی را به حال خود بگذارد. به بیان دیگر نویسنده مزبور استفاده از رکیک ترین توصیفات در مورد فاطمه رجبی را “حق” خود میداند و از سایرین میخواهد وارد این مسئله که وی ظاهرا آن را امر شخصی خود میپندارد نشوند.
در راستای همین “دیو آسایی” است که طنزنویس متمسک به کثیف ترین و غیرانسانی ترین شیوه های بیان سکسیستی میشود و از جنسیت فاطمه رجبی به نفع هدف خود بهره میجوید. استفاده از واژه هایی چون “فاطی” برای توصیف فاطمه رجبی یادآور تاریکترین جنبه های زن ستیزی موجود در جنبه هایی از فرهنگ ماست. با استفاده از این واژه طنزنویس می کوشد وقار و بزرگی شخصیتی فاطمه رجبی را در نظر خواننده ابطال کند و در مرحله بعد او را نه یک زن فعال در عرصه سیاسی که یک زن در پایین ترین سطح هویت و شخصیت نشان دهد. به عبارت دیگر نویسنده قبل از آنکه هر نوع نقد جدی (در قالب طنز یا جدی) به خانم رجبی وارد کند او را به حدی پایین میبرد که خواننده، رجبی را نالایق برای هرنوع دیالوگ منطقی و جدی ای ببیند.
به گفته حامد طالبی خبرنگار خبرگزاری فارس در وبلاگش، اکبر منتجبی هنگامی که از سوی هفته نامه “شهروند امروز” مصاحبه ای با فاطمه رجبی انجام داد عنوان کرد که فاطمه رجبی را بسیار متفاوت از تصویر ارائه شده از او در برخی رسانه های اصلاح طلب می بیند. بسیاری از آمریکایی ها نیز بعد از سخنرانی های آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا و مصاحبه با تلویزیون های آمریکا عنوان کردند که احمدی نژاد را متفاوت از تصویر رسانه ای ارائه شده از او در رسانه های بین المللی می یابند. جدای از اختلافات های سیاسی که نویسنده با هم احمدی نژاد و هم خانم رجبی دارد، این نکته غیرقابل انکار است که بسیاری از افراد بیش از اینکه این افراد را بشناسند با تصویر رسانه ای این افراد آشنا شده اند. این تنها یک نمونه از نقشی است که رسانه می تواند در “دکترینیزه کردن” جامعه انجام دهد. نوام چامسکی “دکترینیزه کردن” را پروسه ای میداند که از سوی آن رسانه عقاید جامعه را شکل میدهد و “واقعیت رسانه ای” را بر “واقعیت” ارجحیت میدهد.
از آنجایی که ارائه تصویر غلط و کاذب “دیوآسا شده” از فاطمه رجبی بیشتر بین گروههایی که از نظر فکری وابستگی هایی به تفکرات لیبرال غربی دارند عنوان میشود، این نکته نیز انکارناپذیر است که این “تصویر سازی کاذب” نمونه ای از پدیده “اورینتالیسم” است که ادوارد سعید در کتابی با همین عنوان بدان اشاره میکند. سعید واژه “اورینتالیسم” را به سیستم تولید اطلاعاتی اطلاق میکند که در غرب برای ارائه تصویر پر از تقلیل گرایی کلیشه ای از مردمان غیرغربی (“اورینتال”) استفاده میشده است.
نمونه خوبی از تفکر “اورینتالیستی” مدرن جامعه امروز غربی را میشود در برخورد اقشاری در غرب نسبت به شخصیت معصومه ابتکار دانست. وقتی در سال 1998، معصومه ابتکار در روز جهانی زن اقدام به محکوم کردن اقدامات زن ستیزانه طالبان نمود، عده ای از دیدن تصویر زنی با چادر (که در غرب در بسیاری موارد به عنوان نماد بردگی زن یاد میشود) که از حقوق زنان دفاع میکند شکه شده بودند. این درحقیقت برخورد نگاه کلیشه ای عده ای در غرب به “زن مسلمان باحجاب” با واقعیت امر بود. این کلیشه سازی حاصل سالها “دکترینیزه کردن” جوامع غربی نسبت به “دیگر بودن” و “متفاوت بودن” مسلمانان است. در مورد فاطمه رجبی این تفکر اورینتالیستی حتی در سطح ادبیات داخلی هم زنده است و از سوی عده ای که یا در غرب زندگی میکنند و یا از نظر فکری وابستگی هایی به غرب داشته خود را به نحوی جدا از فرهنگ ایرانی-اسلامی داخل کشور میدانند ساخته و پرداخته میشود. به عبارت دیگر تلاش فراوانی میشود تا تصویر کلیشه ای “زن مسلمان باحجاب” در مورد فاطمه رجبی خلق شود.
توهین کنندگان به فاطمه رجبی برای رسیدن به هدفشان البته کار سختی بر روی دوش دارند. آنها ناچارند در درجه اول در برابر یک فرهنگ که در آن زن احترام ویژه ای دارد و از سوی دیگر در برابر اصول حقوق زنان بایستند. اعتراض میرحسین موسوی به این قضیه تنها یکی از واکنش هایی است که باید به همچین اعمال غیرانسانی داده شود. لازم است اقشار مختلف ایران با حدت بیشتری در مقابل این نوع نوآوری های بشرستیزانه بایستند و اجازه ندهند عده ای به نام مقاصد سیاسی شان و با بهره گیری از الگوهای رسانه های غربی چون فاکس نیوز در کلیشه سازی از مسلمانان به سمت مقاصد سیاسی حرکت کنند. باید اقشار آگاه جامعه این پیام را به این اقشار برسانند که بسیاری از “طنزها” نفرت پراکنانه اساسا پذیرفتنی نیست، ولو اینکه نویسنده اش زمانی شخصیتی نسبتا محبوب بوده باشد.






to long
be in dalil az tasvire ahmadi nejad o amaslae oo dar resaneha ba anche migoft shokke shodand k amsale ahmadinejad chandin roo darand! a asani 2roogh miguyand va har ja k betavanand sho’oore mardom ra b bazi gerefte o b zabane anha sokhan migooyand amma dar khafa kare khod ra mikonand:
Vaezan kin jelve dar mehrabo menbar mikonand…
Chon b khalvat miravand an kare digar mikonand…
nemuneye in barkhordha sokhanane ahmadinejad ghabl az kasb ra’y piramoone nahveye poosheshe nasle javan va bachehaye ma va bad amalkardhaye motefavet ba an dar doreye riasat jomhooriash bud.
dar zemn “javabe hay hooy ast!”
fatemeh rajabi key roayate shakhsiate ensanie atrafianash ra karde?
hatta b khod ejaze dade dar morede margo zendegi kasi k hasht sal raees jomhoor bude nazar bedahad!!!
shayad ba in tanz kami b khod biayad k digaran ham ensanand
dar moghabele kasi k changal mikeshad va dandadn tiz mikonad goftegoo mesle shatranj bazi kardan ba fil mibashad!!!!
تتوهین های این خانم با شخصیت به بزرگان نظام بسیار بسیار فراتر از آن چیزی است که بر سر خودشان می روند.
موفق باشید.
دوست خوب!
برای درک این واکنش غیرانسانی ابراهیم نبوی، لازم است اطلاعاتی درمورد گذشته سکشوال آقای نبوی داشته باشید.
اگرچه که این محیط منزه از همچون آلودگی هایی است، خاطراتی که بعضی از همراهان سابق وی مانند پیام فضلی نژاد در این مورد تعریف می کنند شنیدنی است!
ابراهیم نبوی به دون ژوان ژورنالیست معروف بوده و هست. حتی به خبرنگاران زن غیرایرانی نیز رحم نمی کرده است!
گاهی آتش زیر خاکستر، خودش را می نمایاند…
سلام
یکی از بهترین از مطالبی بود که خاوندم. ازت
م نهم خواستم قبلا در مرود این تقکرات ضد زن ایشان بنویسم که فرصت نشد.خوشحالم که نوشتید.عباراتی چون شمسی پهلوون و فاطی و اینکه فاطمه رجبی زن است ودارد حرفهای مردانه میزند از فرهنگ ضد زنی اینها نشات میگیرد
دعوتم کردن نوشتم منم دعوتت می کنم اگه حس و حالش بود بنویسی. مخلصیم
با حتاکی هایی که خان رجبی بی هیچ شرمی میکند این نوع نگارش آقای نبوی طبیعی است در واقع خلایق هر چه لایق
آقای دانشجو! بسیار متاسفم که ظاهرا دانشجوی علوم سیاسی هستی و چنین ناتوان از اندیشیدن!در این موضوع حقیقت و درستی بسیار روشن هست.متن شما متعلق به فرهنگ پوسیده و فاسدی هست که عقل و اندیشیدن و راستی را تحمل نمی کند.به گمانم نه نوشته های آن خانم نا محترم را خوانده اید و نه متن آقای نبوی؟!برای شما و خودم از درگاه ایزد یکتا ،عقل و شعور برای اندیشیدن خواستارم
از طرف یک دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی
با سلام.من فکر میکنم شما بیشتر از نقد یک نفر به بیان اموخته های ناقص خود از علوم سیاسی و اجتماعی پرداختید.
کاش یک مقدار فراتر از آنچه که آموزشتان می دهند فکر کنی. آنوقت خیلی بهتر می فهمی.
بعنوان یه زن ایرانی و مسلمون ، از این نوع دلسوزی ها و احترام ها به شخصیت زن بیشتر حالم به هم میخوره تا هتاکی ها و بی حرمتی ها …
زن قبل از اینکه زن باشه انسانه ، و انسان باید پاسخگوی رفتارش باشه ، وقتی یه زن نه بعنوان یه زن بلکه به عنوان یه انسان ، به خودش اجازه میده که به خاطر دفاع از عقاید خودش هر چی دلش میخواد به هرکی دلش میخواد نسبت بده ، باید عواقب این موضوع رو هم بپذیره … آقای نبوی پسر عموی من نیست ، او یک طنز نویسه ، یه طنز نویس اگر بخواد رعایت احترام همه ی اقشار جامعه رو بکنه در مورد کی باید طنز بنویسه ؟ دکترها احترام خودشون رو دارن ، پرستارها ، رفتگرها ، کارگران ، هنرمندان و …
اما همه ی آنها و ما باید بعنوان انسان این را فهمیده باشیم که قبل از حرف زدن حرفهایمان را مزه مزه کنیم ، و اگر نمیخواهیم زیر تیغ طنز دیگران برویم از خودمان شخصیتی بروز دهیم که تا این حد مورد طنز قرار نگیرد … خانم رجبی حتی اگر آقای رجبی هم بود یا خواجه بود یا خنثی به همین شکلی که امروز هست ، سوژه ی مناسبی برای طنز نویسی بود ….
شما را به خدا وقتی در موردی کم می آورید با کلمات و جملات بازی نکنید و به این بهانه هزاران تهمت و افترا به مردم نبندید …
ابرام نبوی را ملکه مادر به طنزش کشیده، نبوی خودش موضوع فکاهی و طنزه.