
سپتامبر 1981...خرمشهر
عکس بالا شاید یکی از قابل توجه ترین و پرمعناترین عکسهای جنگ ایران و عراق است که تا به حال دیده ام. واقعیت اینجاست که از نگاه من این تصویر به طور احتمالا ناخواسته ای چندین عامل نمادین را در خود ذخیره نموده است.از نگاه من سه نماد اصلی و زیربنایی این عکس “زن”، “مسجد” و “اسلحه” هستند. زن حاضر در این تصویر به شکلی شاید ناخواسته نمادی شده است برای هویت انقلابی-اسلامی ایران زمان جنگ. با مانتو و روسری که لباس استاندارد یک زن مسلمان ایرانی هستند و البته یک اسلحه در دست که نماد جنگی هستند که تفکر اسلامی-انقلابی ایران در پیش روی خود داشت. و البته مسجد که شاید مهمترین نهاد سیاسی-اجتماعی در کنار مذهبی ایران دست کم در آن زمان بوده است. پوسترهای روی مسجد و عکس شخصیت سیاسی روی دیوار سمت چپ ورودی مسجد که احتمالا دکتر شریعتی است نقش سیاسی مسجد را پررنگ تر میکند. درحقیقت تصویر مسجد ارائه شده به خوبی سه بعد اصلی آنچه من “ماهیت” مسجد میخوانم را تعریف کرده است: بعد مذهبی، بعد اجتماعی و بعد سیاسی. با اندکی دقت میشود فهمید که ماهیت انقلاب ایران با ماهیت مسجد ارائه شده در تصویر “موازی” هستند. یعنی انقلاب ایران هم با ماهیت تقریبا بی همتای خود دارای بعد مذهبی (اسلامی)، اجتماعی (مردمی) و سیاسی بود. از همین رو شاید بیراه نباشد اگر مسجد را در این تصویر نماد ایران انقلابی بعد از انقلاب اسلامی سال 1357 بدانیم. تصویر زن ایستاده در مقابل مسجد با یک اسلحه اینگونه به مخاطب می نمایاند که زن در حال دفاع از مسجد است. یعنی ملت ایران درحال دفاع از مملکت حالا دیگر انقلابی اش، اگر بخواهیم از دوربین نمادگرایی من تصویر را نگاه کنیم. جالب اینجاست که زن حاضر در عکس نه یک رزمنده که یک غیرنظامی شاید غیرحرفه ای است (طرز گرفتن سلاح از سوی او این فرضیه را حتی قوت میبخشد). این تقریبا نمایی است از آمادگی رزمندگی نیروهای ایران در جنگ ایدئولوژیکشان مقابل عراق.
هنوز آنقدر که فکر کنم لازم (نه کافی) باشد روی این تصویر نیاندیشیده ام. اما همین قدر بگویم که محوش شدم. از همینرو هم از یکی از دوستان خوش قلمم خواستم چندخطی در باب این تصویر متنی یا شعری بنویسد و حاصل متن زیبایی است که از نظرتان خواهد گذاشت. با تشکر از سید کمال دعایی عزیز.
ژ-3 خیلی زمخت است
…
داشتم لباسهای قاسم را میشستم
که خبر آورد: مسلم شهید شد…
ژ-3 زمخت و سنگین است…
…
اف بر مردانگیام،
اگر بگذارم، پای زنصفتان بر این خاک رسد…
و همیشه، امتداد نگاه من
به انحنای سردر این مسجد، گره خورده است
که حالا دیگر،
هم سر به سجده میگذارم آنجا؛
هم سر بر زمین، اگر لحظهای خواب…
ژ-3 خیلی زمخت است،
اما حتی اگر جانم را بر زمین بگذارم،
این سلاح از دست نمیگذارم
تا خصم
بر جای خود بنشانم!






چه تحلیل جالب و کاملی
سلام!
عکس ، توضیح و شعر ،
هرسه بسیار زیبا هستند.
موفق باشید
سلامبرای انتخاب عکس تبریک میگم
شرح بیش از این ها لازم است بر این دلاوری ها و…
شعر زیبا بود
موفق و سربلند باشید
خیلی عکس عجیبیه.
عکاسش مشخص نیست ؟
@ رضا:
متاسفانه هنوز پیدا نکردم. در تلاشم پیدا کنم عکاس را.
kheili aali.
mamnoon
شعر قشنگی هست.
عکسش احتمالا از یک روزنامه اسکن شده
اینجوری به نظر میرسه
سلام
فکر کنم تو شعر به زنان توهین شده زن صفتی رو میشه مثبت هم دید یعنی صفات خوب زنان و میشه به جای ان بی صفتان گفت یا …
آن زمان نبودم و خوشحالم که نبودم:)
بله بایدهم خوشحال باشی که اون موقع نبودی
چون اینجوری که من شنیدم ، واقعا لیاقت میخواسته
برای وطنت بجنگی
سلام اميد جان سالنو را بهت تبريك ميگويم.اميدوارم سال جديد با هم بيشتر به تفاهم برسيم
موفق باشي عزيزم
عكس خرمشهره بامردم مقاومش.واقعاجنوب باهمه گرماش زندگي داره.اينا زن نيستن شيرن