چشم نه، اسید!

نوامبر 30, 2008

قانون اساسی آمریکا جدای از تمام ضعف‌ها و کاستی‌هایش مرام‌نامه‌ای است از بسیاری از دست‌آوردهای فکری عصر جدید. بخش آخر این قانون  شامل یک «اساس‌نامه حقوقی» است که در آن حقوق غیرقابل‌نقض شهروندان آمریکا به رشته‌ بیان در آمده‌است. یکی از این حقوق حق داشتن «مجازات عادلانه» است. تفسیر پذیرفته‌شده این بند درحقیقت ضرورت تناسب مجازات یک جرم با شدت  آن جرم است. اگر قبول کنیم که این بند از قانون اساسی آمریکا حاوی یک قاعده درست و پسندیده قضایی است آن‌گاه این سوال پیش می‌آید که مثلا مجازات متناسب با عمل فردی که با پاشیدن اسید به‌روی صورت انسانی زندگی وی را تا حد زیادی ویران می‌سازد چیست؟

وقتی از حقوق‌بشر و حق مجازات انسانی برای یک اسید‌پاش صحبت می‌کنیم، گاه اینقدر روی موضع‌مان پافشاریم که از یاد می‌برم این مجرم خود اساسی‌ترین حق قربانی‌اش یعنی «حق‌ امنیت» او را که مقدم بر سایر حقوق بشر است زیر پا گذاشته‌است.  چه خوشمان بیاید و چه نه مجازات همواره «دردآور» است و هیچ مجازاتی نیست که برخی حقوق انسانی را پایمال نسازد. در حقیقت فلسفه «مجازات‌کردن» را شاید با یک دید سنتی بتوان در ارتباط مستقیم با «تلافی‌کردن» دانست. به‌عبارتی مجرم به‌خاطر نقض حقوق قربانی‌اش است که به مجازات کشیده می‌شود. اینجاست که می‌شود به سادگی فهمید پشت هر مجازاتی اندیشه تلافی‌جویانه‌ای هست که نمی‌شود رویش چشم بست. برای همین نیز هست که در تقریبا همه سیستم‌های قضایی که می‌شناسم شدت جرم با شدت مجازات در ارتباط است.

ماهیت تلافی‌جویانه مجازات را حتی حقوق‌بشر هم نمی‌تواند نادیده بگیرد. خاتمی در سخنرانی‌اش در دانشگاه هاروارد به‌درستی اشاره کرد که «نفس مجازات ناگزیر است.» حقوق‌بشر تنها می‌تواند برخی مجازات‌های خاص را به‌دلیل غیر‌انسانی‌بودن از لیست مجازات‌های کشورها خارج کند اما قطعا نخواهد توانست مجازات را از ماهیت تلافی‌جویانه‌اش خارج کند.

دو نوع انتقاد مختلف را می‌شود بر حکم اخیر دادگاهی در ایران مبنی بر محکوم‌کردن یک اسیدپاش به ریختن اسید در چشم‌هایش وارد کرد: یک انتقاد مبنی بر ماهیت غیرانسانی این مجازات که به‌نظرم انتقادی وارد است(هر چند به قول نیما دارابی «حکم ناحق در حق بی گناهان آن قدر هست که منابع ام را نگذارم برای دفاع از یک اسیدپاش»).

اما انتقادی که با تکیه بر جمله معروف گاندی «چشم در برابر چشم همه‌ جهان را کور می‌کند» بیان می‌شود از جنس دیگری است. این انتقاد از جنس همان انتقادات کم و بیش آرمان‌گرایانه‌ و شاید آنارشیستی است که ذهن من را نیز کم به‌خود مشغول نکرده‌اند. انتقاد گاندی به مجازات را باید در پس‌زمینه انتقادات او به‌روابط اجتماعی و اقتصادی خالی از اخلاق عصر مدرن دید و با یک نقل‌قول از او انتقادات او به جهان کنونی را به اعتراض به مجازات اعدام تقلیل نداد.  از نگاه من آرزوی امثال گاندی دنیایی بود که در آن تلافی‌جویی معنی نداشته باشد و لازمه این‌چنین دنیایی البته بلوغ اجتماعی بالاتر و دنیایی بسیار پاک‌تر از آنی است که در آن زندگی می‌کنیم.

اما تا زمانی که رویای امثال گاندی و مارتین لوتر کینگ محقق شود  من ترجیح می‌دهم برای جلوگیری از نابود شدن دخترانی که حرکت دیوانه‌وار یک «بیمار» زندگی‌شان را بر باد می‌دهد سعی ‌کنم در اظهار نظرم در مورد مجازات‌هایی که پاسخ‌ایند به مخرب‌ترین جنایات انسانی اندکی بیشتر درنگ کنم و حکم قاطعانه‌ای چون «چشم در برابر چشم روش آدمیزاد نیست» را با دقت و تامل بیشتری بدهیم.

عکس از بی‌بی‌سی
عکس از بی‌بی‌سی

از صندوقک و امین ثابتی هم بخوانید!

20 Responses to “چشم نه، اسید!”

  1. حسینی Says:

    سلام… رویای گاندی و لوترکینگ و بقیه جزو آرزوهایی است که همه دوست دارند کاش در این دنیا واقعیت داشته باشد…
    فراموش نکن که ما در دنیایی زندگی میکنیم که نمی توان چشم را بر واقعیات آن بست. اگر هر کسی بیاید چشم کسی را کور کند و دست کسی را قطع کند و جان کسی را بگیرد و ما در برابرش قضاوت کنیم که نباید قصاص شود و ای کاش رویای گاندی به حقیقت می پیوست سنگ روی سنگ بند نمی شود. هر عملی عکس العملی دارد برادر

  2. ناشناس Says:

    سلام اگر یک لحظه خودمون رو جای اون دختری بگذاریم که یک تکه گوشت برای همیشه روی چشماش کشیده شده باز هم می تونیم تصور کنیم حق این قاتل کور کردن چشمش نیست. اگر برای اولین اسیدپاشی به صورت دختران جوان چنین حکمی داده می شد شاید الان هر بیمار روانی به خاطر یک جواب نه با یک شیشه اسید به بدترین وجه یک آدم رو از زندگی محروم نمی کرد. باید دست اون قاضی رو که چنین حکمی داده بوسید.

  3. DESERTER Says:

    شاید اگه در یک نظام نازی بودیم هیچ وقت همچین قصاصی صورت نمی گرفت.. چون در اون نظام معلول سازی هیچ توجیهی نمی تونه داشته باشه و یک معلول بهتر از دو تا معلوله.
    شاید اگر در یک نظام کمونیستی بودیم دولت هیچ وقت شهروندانش رو انقدر متوقع و گستاخ بار نمی آورد که به بهانه بدست آوردن خواسته هاشون به دیگران آسیب بزنن و خود حکومت تعیین می کرد چه کسی باید چه چیزی داشته باشه و چه چیزی نداشته باشه.
    شاید اگر در یک نظام قبیله ای که چند همسری و چند همخوابگی در اون جزء فرهنگ عام محسوب میشه، هیچ دختری مجبور نمی شد به کسی “نه” بگه.
    شاید اگر…..


  4. سلام. هیچ کس لحظه جنایت رو تصور نمی کنه ولی همه می تونن لحظه مجازات رو ببینند و لسوزی کنند!! آخییییی

  5. سروش Says:

    جرم بسیار وحشیانه بوده , مجرم بدون تفکر و تعقل جرم وحشیانه ای رو مرتکب شده.
    مجازات بسیار وحشیانه است , حاکم با تفکر و تعقل مجازات وحشیانه ای رو وضع کرده.

  6. صندوقک Says:

    کامنت سروش و دزرتر خیلی قابل فکره ، اما تنها چیزی که به نظر من می رسه اینه که هم این فرد به مجازات قطعی برسه هم دیگر این اتفاق نیفته چه باید کرد؟


  7. بسیار لذت بردم و فکر می‌کنم یکی از نوشته‌های خوبی بود که تعادل را رعایت کرد. اما این را هم نباید فراموش کرد که خون، خون می‌آورد و باید از جایی جلوی این ماجرا گرفته شود. حالا ممکن است هزینه‌هایی سنگینی هم داشته باشد. البته این دیدگاه آرمان‌گرانایه‌ای است ولی همانگونه که به بامدادی پاسخ دادم، باید از جایی شروع کرد.

  8. ناشناس Says:

    dar morede khahar va madare khodet ham enqadr roshanfekri?

    ya faqat az digaran maye migozari

  9. lindA Says:

    همون دست اين قاضي رو بايد بوسيد!
    با مجرم و قاتل عمد و غير عمد لاس زدن نتيجه اش همين اوضاع زندانهاي ايران و آمريكا ميشه. اسيد پاشي مدتي رسانه اي نشده بود اما……..
    اما بهتره به جاي اين حرفا اعلام ميكرديد اين مجازات بايد شديدتر ميبود و حمايتش ميكرديد. كرديد؟
    چشم در برابر چشم روشي است حيواني اما بسيار موثر براي حيوانهاي آدميزاد نما!!!!!!


  10. محافظه کاری تا چه حد؟
    حداقل رو راست باش جوان با خودت..
    ارادت

  11. نیم Says:

    http://blog.nim.ir/?p=1217

    سلام پویا. من مفصلن نظرم رو اینجا نوشتم
    موضوع پیچیده است. بحث هم به نظرم بی مورده راستش
    شاید بهتر بود اصلن نمی نوشتم

  12. Deserter Says:

    نه باور نمی کنم.. باور نمی کنم که قبول کنم… دو ساله که قبول نکردم.. فکر کردی بقیه عمر یعنی چی؟ یعنی بیست سال دیگه .. بیست سال یعنی ده تا از همین دو سال ها … به جای من، تو باور کن که من انقدر احمق و کله خر هستم که تا آخرین دوسال با قی مونده قبول نکنم.

  13. محسن ف Says:

    با شما کاملا” موافقم…


  14. قبل از هر چیز من اعلام برائت بکنم از متعصب بودن بر اسلام، و اما بعد:
    به این قسمت قضیه هم توجه کنید که حکم قصاص در اسلام با توجه به درخواست کسی است که جرم بر او واقع شده و نه به درخواست و نظر قاضی و دادگاه. تا حالا خیلی از این جرم (اسیدپاشی) در ایران اتفاق افتاده و کمتر هم شده که کسی این قدر روی قصاص پافشاری کنه و البته من همیشه پیش خودم فکر می‌کردم که چرا اینها که این بلا سرشون میاد از حق خودشون می‌گذرند. حالا این یکی بعد از نود و بوقی اومده و می‌گه الا و للا من قصاص می‌خوام و بعد از 4 سال سر دووندن تو دادگاه‌ها حالا تازه دادگاه قبول کرده که تازه فقط کورش کنه و نه به مفهوم واقعی قصاص کاملاً روی صورتش به همون صورت اسید بپاشه. گذشته از اینکه اگه عین اون عمل هم برای این پسره اتفاق بیفته باز هم نتایج این مسئله برای یک پسر کجا و برای یک دختر کجا.
    به نظر من اسلام این تیکه‌ش رو خوب اومده که تصمیم به قصاص رو واگذار کرده به خودِ مجروح. چون هیچ کس نمی‌تونه خودش رو بذار به جای اون دختر بدبخت می‌تونه؟ بنابرای نمی‌تونیم هم به جای امثال اون تصمیم بگیریم. فقط کافیه فکر کنید یه روز شما رو زیر پل سیدخندان صدا بزنند و وقتی برمی‌گردید که بگید بفرمایید صورت‌تون آتیش بگیره و دنیاتون عین تلویزیون برای همیشه خاموش بشه.

  15. کامران Says:

    سلام پویا در مورد 17 اذر خوشحال میشوم نظر تو را هم بشنوم

  16. Shannon Says:

    Poorpp jan vaght kardi 2 min bia online karet daram janam

  17. آرمین Says:

    و رفاقتی که بوی شاش می دهد


Leave a Reply