متن زیر ترجمه آزادی از نوشته «جورج فریدمن» نویسنده و سیاستشناس برجسته آمریکایی با عنوان «حکومتها، اقتصادها و بازارها: تعریف دوباره قوانین» است. ترجمه این نوشته نیز بهدرخواست دوست عزیزم امین صورت گرفت که همینجا این نوشته را به او تقدیم میکنم. لازم بهذکر است بهجز نقلقولی از وبلاگ دکتر احمد سیف سایر مطالب از خود نوشته فریدمن گرفته شدهاست.
مسئله اصلی در بحران جهانی اقتصاد «کمبود سرمایه» نیست بلکه مشکل شناور نبودن این سرمایه بین موسسات مالی و بانکهاست. در حقیقت بانکها و موسسات مالی جرات ریسک کردن و قرض دادن سرمایه را ندارند و این اقتصاد را در حالت سکون نگاه داشتهاست. این بحران از آمریکا و اروپا شروع شد اما خیلی زود به آسیا نیز سرایت خواهد کرد. علت این تاخیر در آغاز بحران در آسیا نیز به «صادراتی» بودن اقتصاد کشورهای آسیایی از جمله چین و ژاپن باز میگردد. در تمام این کشورها اما مسئله اصلی همان شناور نبودن سرمایه است. بهعبارتی سرمایه در بخشهایی از سیستم گردش پولی گیر کردهاست.
از همینرو نیز هست که رهبران کشورهای درگیر در بحران اقتصادی به این نتیجه رسیدهاند که سیستم اقتصادی کشورشان ناتوان از درمان بیماری اقتصادی پیشروست و دولتها چارهای جز دخالت در بحران ندارند. این البته در تناقض آشکار با نظریه سرمایهداری است اما همانگونه که دکتر احمد سیف بیان میکند «بهطور مطلق نمیتوان اقتصاد را در این شرایط بهحال خود گذاشت.»
آمریکا و کشورهایی اروپایی که از واحد پولی «یورو» استفاده میکنند(کشورهای «یورو زون») دو سیاست متفاوت را نسبت به این بحران اقتصادی اتخاذ کردهاند. در حوزه کشورهای یورو زون حکومتها دست به ضمانت وامها زدهاند. درحقیقت آنها قصد دارند با ضمانت کردن پرداخت وامها به بانکها اطمینان دهند که هیچ ریسکی درکار نیست. مشکل این برخورد اما ایناست که سبب میشود بانکها بهصورت بیحساب و کتاب وامدهی کنند و در حقیقت از شرایط بهدستآمده سواستفاده کنند. اینجاست که حکومت ناچار بهنظارت بر روند ضمانتدهی میشود. اما سیاست نیز از نفوذ نهادهای مالی خارج نیست و درحقیقت شک هست که این نظارت بتواند بهصورت موثر انجام شود. بااین وجود شکی نیست که این سیاست در کوتاهمدت میتواند در تخفیف اثرات بحران موثر باشد.
در آمریکا اما نقطهنظرات اقتصادی وزیر اقتصاد و دارایی آقای «هنری پالسون» هنوز بهسمت حفظ سنت دخالت حداقلی حکومت در اقتصاد است و از همینرو نیز هست که وی هنوز از دخالت مستقیم در روند وامدهی بانکها خودداری میکند. درحقیقت سیاست وی بر مبنای خرید برخی از وامهای پرداختنشده- نظیر وامهای مسکن-بود. با دامنگیر شدن بحران اما دولت آمریکا نیز مجبور شد سیاست مداخلهجویانهتری را در پیش بگیرد. ساعت 2 صبح روز دوشنبه ششم اکتبر حکومت آمریکا تصمیم گرفت به وامها بهمقدار مورد نیاز آنان وام بدهد. با این حال هنوز هم سیاستمداران آمریکایی از مداخله مستقیم بهشیوه اروپایی پرهیز میکنند و در تلاشاند به شیوهای که از سوی اروپاییها ناموثر تلقی میشود مشکل را حل کنند.
نکته مهم اما اینجاست که بحران اقتصادی هم اروپاییها و هم آمریکاییها را ناچار به «تعریف دوباره قوانین اقتصادی» میکند. الگوهای جدید اقتصادی که در نتیجه بحران اقتصادی در اروپا و آمریکا بهکار گرفته میشوند درحقیقت آنقدر جدید و ناآزموده هستند که برای پیادهسازیشان دولتها ناچارند موسسات جدیدی را با نقشهای جدید خلق کنند. هرچه این موسسات سریعتر خلق شوند، کنترل بحران اقتصادی نیز آسانتر است.






لذت بردم. کار خوبی می کنی این ترجمه ها ارزش دارن.
چند روز پیش که تلویزیون ایران پخش می کرد بین فرانسه و آلمان اختلافات شدیدی برای رفع بحران وجود داره. باید دید چه تصمیماتی می گیرند
@ صندوقک:
به نکته جالبی اشاره کردی. اتفاقا بخشی از مقاله ای که ترجمه کردم مربوط به اختلاف نظرها در درون اتحادیه اروپا بود که من به خاطر اینکه نوشته از فرم “وبلاگی” درنیاد ترجمش نکنم. خوبه در یک فرصت بهش بپردازم.
دست و پنجت درد نکنه جوون
سلام… پويا جان واقعا ممنونم از اين ترجمه… عالي بود… خيلي کمکم کرد… اما سوال اصلي اينه : تو که داري توي اون جامعه زندگي ميکني… بهتر از هر کسي ميتوني شرايط اقتصادي و وضعيت زندگي مردم و قدرت خريد اونها رو قبل و بعد از اين بحران در آمريکا مقايسه کني…. توي تلوزيون ايران هر روز از بسته شدن شرکت ها و ورشکسته شدن بانک هاي مختلف صحبت ميشه… طوري اين تبليغات عظيم هست که من فکر ميکنم با اين گفته ها تا 1 ماه آينده تمام کشور آمريکا از گرسنگي ميميرن!! و از اونجا که اقتصاد آمريکا يعني اقتصاد جهان ، پس در حقيقت با در نظر گرفتن اين تبليغات عظيم بايد منتظر يک اتفاق بزرگ در سطح جهاني باشيم…
اگه برات ممکنه ميخوام در مورد شرايط جوي جامعه ي آمريکا و وضعيت مالي خانواده ها و قدرت خريد و بيکاري در قبل و بعد از اين بحران نظر شخصيت رو بدونم…
بازم از زحماتت ممنونم و بابت اين ترجمه تشکر ميکنم.
[...] حکومتها و بحران اقتصادی در اروپا و آمریکا « رونوشت مسئله اصلی در بحران جهانی اقتصاد «کمبود سرمایه» نیست بلکه مشکل شناور نبودن این سرمایه بین موسسات مالی و بانکهاست. در حقیقت بانکها و موسسات مالی جرات ریسک کردن و قرض دادن سرمایه را ندارند و این اقتصاد را در حالت سکون نگاه داشتهاست. (tags: بحران اقتصاد آمریکا حکومت) [...]
[...] دیگری از این محدودیتها اجباری است و در سطح ملی […]حکومتها و بحران اقتصادی در اروپا و آمریکامسئله اصلی در بحران جهانی اقتصاد «کمبود سرمایه» نیست [...]
[...] حکومتها و بحران اقتصادی در اروپا و آمریکا مسئلهی اصلی در بحران جهانی اقتصاد «کمبود سرمایه» نیست بلکه مشکل شناور نبودن این سرمایه بین موسسات مالی و بانکهاست. در حقیقت بانکها و موسسات مالی جرات ریسک کردن و قرض دادن سرمایه را ندارند و این اقتصاد را در حالت سکون نگاه داشتهاست. این بحران از آمریکا و اروپا شروع شد اما خیلی زود به آسیا نیز سرایت خواهد کرد. علت این تاخیر در آغاز بحران در آسیا نیز به «صادراتی» بودن اقتصاد کشورهای آسیایی از جمله چین و ژاپن باز میگردد. در تمام این کشورها اما مسئله اصلی همان شناور نبودن سرمایه است. بهعبارتی سرمایه در بخشهایی از سیستم گردش پولی گیر کردهاست. . [...]
Is there any information about this subject in other languages?