انتخاب اوباما به‌عنوان یک رییس جمهور تغییرطلب البته اتفاق خوش‌یمنی است اما گرفتن این نتیجه که این پیروزی نشانی از کوچ کردن نژادپرستی از جامعه آمریکاست  دست‌کم از سوی منی که حدود دوسال است زندگی در این جامعه را تجربه می‌کنم و به‌سبب علایقم کم‌وبیش مطالعاتی نیز درباره آن داشته‌ام درست به نظر نمی‌رسد. برای حرفم نیز البته دلیل دارم.

در قدم اول خیلی خوب است که  تصور درستی از نژادپرستی داشته‌باشم. نژادپرستی نه صرفا آپارتاید است و نه محدود به جداسازی امکانات سیاهان و سفید‌پوست(که تا حدود پنجاه سال پیش در آمریکا وجود داشت) و نه فقط شامل قوانین تبعیض‌آمیز. بااین‌حال همه موارد گفته‌شده گونه‌هایی از نژادپرستی هستند. مثلا از حیث قوانین تبعیض‌‌آمیز یا همان تبعیضی که مارتین لوتر کینگ اسمش را «دی‌جور» یا قانونی می‌گذارد تقریبا سیاهان آمریکا در امان هستند. بماند که این قضیه در مورد همه اقلیت‌ها کلیت ندارد و مثلا خاورمیانه‌ای‌ها و مسلمانان  آمریکا بعد از حادثه 11 سپتامبر تا اندازه قابل‌توجهی در معرض تبعیض‌های جدی قرار گرفتند. برای مثال طبق برخی قوانین امنیتی و از جمله «قانون میهن‌دوستی» یا Patriot Act حریم خصوصی زندگی این افراد قربانی طرح‌های مبارزه با تروریسم می‌شود.

گونه‌ای دیگر از نژادپرستی نیز شامل احساسات شخصی  و پیش‌داوری‌های نژادپرستانه می‌شود. پاره‌ای از این پیش‌داوری‌ها اصولا به ملکه ذهن افراد تبدیل شده‌اند و بدون منظور نژادپرستانه خاصی بیان می‌شوند. برای مثال در آمریکا این‌باور وجود دارد که گرایش سیاه‌پوست‌ها به دزدی و اعمال خلاف قانون بیشتر است. خاورمیانه‌ای‌ها تروریست‌اند. یهودی‌ها لابی‌گر و پولدارند. بیشتر این دیدگاه‌ها اتفاقا بر مبنای «نیمه‌حقایق» هستند و نه توهم صرف  اما به‌این دلیل که یک‌سری خصوصیات را به‌  قشری از جامعه نسبت می‌دهند نژادپرستانه هستند.

برای نمونه به این جمله که در یک وبلاگ با آن مواجه شده‌ام دقت کنید:« اصولا دلخوشی از سیاهپوستها ندارم، چون با وجود اعتقاد به همه حرفهای مربوط به تبعیض و بالا بودن بیکاری بین اونا در کشورهای غربی، معتقدم خودشون خیلی لش بازی درمی آرند.» استفاده از این جمله  به این معنی نیست که نویسنده لزوما با سیاهان دشمنی دارد بلکه به‌باورهایی اشاره دارد که در بین مردم به صورت سنتی موجودند و نژادپرستانه هستند. مارتین لوترکینگ از واژه «دی‌فاکتو» یا فراقانونی برای توصیف این نوع نژادپرستی استفاده می‌کند. همانند خیلی دیگر از نقاط جهان، این نوع نژادپرستی در آمریکا نیز وجود دارد.

نژادپرستی در آمریکا یک بعد دیگر هم دارد و آن بعد «طبقاتی»  است. در حقیقت در بسیاری نقاط آمریکا قشر پایین جامعه را سیاه‌پوستان تشکیل می‌دهند. مرکز شهرهای بزرگ محل زندگی این قشر از سیاه‌پوستان است که حدود صد سال پیش طی یک مهاجرت تاریخی که «مهاجرت بزرگ» نام دارد از روستاهای جنوب آمریکا به سمت شهرها رفتند و محله‌هایی نظیر محله «هارلم» در آمریکا را به‌وجود آوردند. وقتی بعد از جنگ جهانی دوم اقشار مرفه‌تر جامعه آمریکا شروع به متمایل شدن به زمین‌های اطراف شهر کردند مرکز شهر تبدیل شد به مرکز اقشار فقیر‌تر که از قضا اکثرا سیاه‌پوست بودند. از آنجایی که این افراد درآمد اندکی دارند و در نتیجه مالیات کمتری می‌پردازندٰ دولت نیز هزینه زیادی برای آنها اختصاص نمی‌دهد و از همین‌رو محله‌های زندگی این‌گروه در بسیاری از موارد با شرایط زندگی نامناسب هستند. از همین‌رو یک نوع نژادپرستی طبقاتی نیز بین اقشار مختلف جامعه آمریکا در حال نفس کشیدن است که گرچه ریشه مستقیم نژادی ندارد ولی خودبه‌خود دونژاد جامعه آمریکا را از هم مجزا کرده و امکانات دولتی و سطح زندگی یکی را بر دیگری ارتقا بخشیده‌است.

از همین رو نیز فکر می‌کنم این برداشت که نژادپرستی دیگر جایی در جامعه آمریکای امروز ندارد اشتباه‌است. نژادپرستی در جامعه چندنژاده آمریکا آنقدر ریشه‌ دوانیده که از بین بردنش تا حد زیادی غیر ممکن است. ابعادی از این نژادپرستی را اصولا با هیچ قانون و تغییر سیاستی نمی‌توان تغییر داد. ضمنا بیایید فراموش نکنیم که نژادپرستی در همین انتخابات هم کم سوژه داغ کمپین جمهوری‌خواه نشد و در یک جمله اوباما بی‌شک در همین انتخابات هم از نژادپرستی ضربه‌ خورد.

9 Responses to “نژادپرستی هنوز در آمریکا زنده‌است”

  1. DESERTER Says:

    اولا نگفتی چرا با اون پااگراف آخر مخالفی… اینکه بگی دوسش نداشتی باید قانعم کنه؟
    دوما اگه خوشحالی در تمام دنیا بوجود اومد برای انتخاب اوباما برای این بود که اتفاقای بود که تقریبا هرجای دیگه دنیا بود غیر ممکن می شد نه اینکه دیگه هیچ رنگین پوستی هیچ مشکلی نخواغهد داشت و هیچ جا هیچ تفکر نژادپرستانه ای دیده نخواهد شد… همون تفکری که تو میگی در زهن مردم درباره سیاها و خاورمیانه ای ها هست همین جا تو ایران در مرود افغانی ها هست.. ما حتی نه خارجی ها بلکه به خودمون هم رحم نمی کنیم و قزوینی ها رو به یه چشم می بینیم..رشتی هارو به یه چشم…تازه ادعامون میشه پیرو دین برابری طلب هستیم..اگه سکولار بودیم چه می خواست بشه؟

  2. بابک Says:

    حرف‌هایت را قبول دارم و عین واقعیت است، اما این مشکلی نیست که فقط در جامعه امریکا وجود داشته باشد. شما همین ایران را در نظر بگیر، چنین چیزهایی به مراتب شاید بیشتر هم باشد.
    شاید خیلی از حرف‌ها و گفته‌های روزانه ما حالات نژادپرستانه داشته باشد، مثلا جوک‌ها یا شوخی‌هایی که درمورد آذری‌ها داریم! یا مثلاً نظراتی که در مورد افغان‌های داخل ایران داریم یا حتی بعضی از شوخی‌هایی که در مورد زن‌ها داریم، یا هرچیزی که درباره اقوام مختلفی که در ایران هستند.
    بعضی چیزها را نمیشود کاملاً پاک کرد. این‌ها به‌صورت قراردادی از زمان‌های دور با ما آمده‌اند. و نمی‌توان گفت که حتماْ نژادپرستانه هستند. بلکه بیشتر شبیه یک شوخی و به صورت قردادی بین اقوام مختلف جا افتاده است. اما در واقعیت خب اینطور نیست که به این شوخی‌ها اعتقادی داشته باشیم یا واقعاً به آ‌نها عمل کنیم.
    شما اگر نگاه‌کنی می‌بینی که در تمام کشورها این چیزها وجود دارد، و بیشتر ریشه در تاریخ دارد. و شاید به همین علت نمی‌توان کاملاً پاک‌اش کرد.


  3. «هنوز نژاد پرستی در جامعه آمریکا هنوز از بین نرفته است.» به نظر من این گزاره در عین درستی٬ گمراه کننده است. مثال میزنم:
    قتل مدتهاست که در همه جوامع به عنوان جرم شناخته میشود. اما آیا قتل در جوامع انسانی از بین رفته است؟ خیر. تجاوز به عنف یک جرم است. آیا در هیچ کجای دنیا به کسی تجاوز نمی شود؟ البته که میشود. سرقت همین طور. عمل جنسی با کودکان به همچنین. بنابراین مثلا اگر در ایران سالی n نفر به قتل برسند٬ شما نمی گویید ایران جامعه ای است که مردم در آن «هنوز» یکدیگر را به قتل می رسانند. به همین شکل نمی توان گفت جامعه آمریکا جایی است که در آن «هنوز» تبعیض نژادی وجود دارد.
    تبعیض نژادی در جامعه آمریکا تا ۴۰ سال پیش قانونی بود. بعد از غیر قانونی شدن آن در سال ۱۹۶۸ به طور نامحسوس اجرا میشد هر چند که به مرور زمان از شدت آن کاسته شد تا جایی که یک حزب عمده سیاسی زمام رهبری خود را به یک سیاهپوست داد و او هم به موفقیت رسید. ولی تا دنیا دنیاست هنوز عده ای پیدا خواهند شد که به سیاه پوست خواهند گفت: «نیگر» یا «نگرو». ولی این به معنی نیست که تبعیض نژادی در جامعه آمریکا «ریشه دوانیده است».
    مثلا در مورد ایران میتوان گفت که تبعیض مذهبی «هنوز» در ایران وجود دارد. چرا که این موضوع به صورت سیستماتیک و رسمی و قانونی توسط قدرت حکومتی اعمال میشود.
    خلاف٬ جنایت٬ تبعیض٬ سرقت٬ تجاوز و … همیشه با انسان خواهند بود. مهم این است که جامعه آمریکا به عنوان یک جامعه٬ به آن حد از «بلوغ اجتماعی» رسیده است که تبعیض نژادی را جرم می داند.

  4. صندوقک Says:

    بسیار بسیار خوب تحلیل کردی ، نژاد پرستی ریشه اش بسیار قوی است ، اما می توان آنرا ذره ذره محو کرد و این جریانی شروعی برای محو است.

  5. Azad Says:

    “فراموش نکنیم که نژادپرستی در همین انتخابات هم کم سوژه داغ کمپین جمهوری‌خواه نشد و در یک جمله اوباما بی‌شک در همین انتخابات هم از نژادپرستی ضربه‌ خورد.”

    من متاسفانه این مطلب رو فراموش کردم می شه شما یاد آوری کنید؟ در ضمن در این انتخابات ۹۵ درصد سیاهان به اوباما رای دادند، آیا شما این حقیقت رو در چارچوب نژاد پرستی سیاهان تعبیر می کنید؟


  6. @ آزاد:
    در طول این انتخابات تلاش فراوانی شد تا از سیاه پوست بودن و ارتباط اوباما با خاورمیانه استفاده کرده و او را “دیگری” جلوه دهند.

  7. Azad Says:

    ” طول این انتخابات تلاش فراوانی شد تا از سیاه پوست بودن و ارتباط اوباما با خاورمیانه استفاده کرده و او را “دیگری” جلوه دهند.”
    نشد رفیق! منظورم این بود که بیای بگی که در فلان مناظره یا فلان پیام انتخاباتی یا فلان تجمع جمهوری خواهان گفتن که ای مردم اوباما سیاه پوست هست و از نژادی غیر از نژاد اصلی آمریکا پس بهش رای ندهید. در مورد ارتباط اوباما با خاورمیانه اگه منظورت کنیاست که که کنیا جز خاور میانه نیست ولی اگه منظورت مثلا اون بود که می گفتند اوباما با استاد دانشگاهی که فلسطینی بود بود شام خورده و توست داده اون به خاطر ارتباطات اون استاد با جبهه آزادی بخش فلسطین (!) بود و ربطی به نژاد نداشت.


  8. @ آزاد:
    من منظورم از تداخل نژادپرستی در انتخابات آمریکا رو توضیح دادم. لزوما لازم نیست این تداخل رسمی و به‌صورت مثلا صدور بیانیه باشه. منظورم از ارتباط اوباما با خاورمیانه حضورش در اندونزی به‌مدت چهارسال و داشتن پدر و پدر خوانده مسلمان خواهد بود. باید توجه داشته باشید که رای‌دهنده آمریکایی خاورمیانه رو با همه تصویر بدش مهد اسلام می‌دونه. اتفاقا تمام تلاش‌هایی که برای ارتباط اوباما با خاورمیانه‌ای ها هم می‌شد به‌همراه نژاد اوباما همه با هم سوژه‌ها و موقعیت‌هایی بودند برای «غیرخودی» نشان دادن اوباما.


  9. به نطر من نژادپرستی هیچ وقت به طور کامل از بین نمیره و همیشه نمونه هایی از اون تو هر جامعه ایی وجود داره یکی بیشتر یکی کمتر.
    تو همین ایران خودمون اگه یه نگاه بندازیم میبینیم که در موارد بسیار رفتارهای نژادپرستی صورت میگیرد. تبعیضات بین زن و مرد، پولدار و فقیر، باسواد و بی سواد، مسلمان و غیر مسلمان و مردم عادی و آخوندها بسیار زیاد هستند.


Leave a Reply