در کامنتی ذیل مطلب «ورود شیعه به معادلات خاورمیانه را جدی بگیریم» از ابوذر میخوانیم:
واکنش منفی ابوذر به نوشته من در حالی انجام میشود که نوشته من در رابطه با تحقیقات پژوهشگری است که نتایج تحقیقاتش با عقاید سیاسی ابوذر اتفاقا مطابقت دارد. منتهی او بهجای اشاره به نکته موجود در تحقیقات نصر اشاره به سابقه فعالیت نصر و پدرش میکند. شاید اگر اسم نصر و کتابش در این نوشته نیامده بود واکنش او کاملا متفاوت از واکنشی بود که از او دیدیم.

همیشه قدرتنظریه پردازی ولی نصر در حوزه مسائل خاورمیانه را ستودهام
دوست دیگری از اینکه شیوه تحلیل سیاسی او را با تحلیلهای سیاسی مهدی خلجی مقایسه کردهام ناراحت شده و این قضیه را «توهین» به خود تلقی کردهاست. این درحالی است که منظور من چیزی جز تعریف از نوشته او نبود. از نظر من مهدی خلجی یک تحلیلگر زبده مسائل سیاسی ایران است که احاطه قابل توجهی هم بر سیاست داخلی و خارجی ایران و هم بر دستگاه سیاسی آمریکا دارد. البته که این به معنی تایید برخی فعالیتهای او نیست. از نظر او اما مهدی خلجی یک عنصر وابستهاست که در موسسهای که برعلیه منافع ملی کشورش حرکت میکند فعالیت میکند.
مشکل اصلی اینجا بهنظرم تمایز قائل نشدن بین «هویت تالیف» و «هویت مولف» است. کم و بیش همه ما با این مشکل روبرو هستیم. خیلی از ماها هستیم که وقتی یک روزنامه را باز میکنیم چشممان بهسوی ستونهایی میرود که نویسندگان معروفتر و شناختهتر نوشتهاند. توی کتابخانهها این مسئله بهمراتب بارزتر است. بهشخصه بارها شدهاست که تنها به جستجوی نام یک نویسنده بسنده کرده و از بین کتابهای او یکی را برگزیدهام.
در حقیقت در چنین مواردی هویت یک اثر به هویت خالقاش «تقلیل» داده میشود. اینجاست که بهسبک خلجی نوشتن میشود توهین و از ولی نصر نقل کردن میشود ناروا و نادرست. هردو دوست عزیز من دچار نوعی پیش داوری نسبت به «ولی نصر» یا «مهدی خلجی» هستند که بهنحوی آنها را از قائل شدن تمایز میان «هویت تالیف» و «هویت مولف» باز میدارد. بنابراین امکان ندارد که خلجی و نصر با سابقهشان حرفی بزنند که شاید درست باشد. آنها محکومند به اشتباه گفتن و خطا رفتن.

خلجی نمونه یک تحلیلگر زبده مسائل ایران است که فعالیتش در خارج از کشور نمونه بارز «فرار نخبگان» است
من بهشخصه اما تلاشم را میکنم تا در این دام «پیشداوری تقلیلگرایانه» نیفتم. احساس میکنم دلیلی ندارد خود را محروم کنم از دسترسی به چیزی . گاهی اوقات فیلترهای مغز ما نمیگذارند برخی صداها را بشنویم. گرچه هیچگاه اهمیت مواضع سیاسی نگارنده یک نوشته را در محتوای ارائه شده توسط او منکر نمیشوم، اما احساس میکنم دستکم لازم است یکبار هر نوشته را جوری بخوانیم که انگار نمیدانیم نویسندهاش کیست.
با کمال احترام نسبت به هر دو دوستم هنوز هم معتقدم قدرت نظریهپردازی نصر ستودنی است و تحلیل دوستم بهسبک تحلیلهای مهدی خلجی جامع و عالی است
مرتبط:
خودمان را توقیف نکنیم






حرف حق جواب نداره
متاسفانه این مشکل تو ایران اپیدمیه.. بقیه کشورهای در حال توسعه رو نمی دونم.
من کاملا در مورد ولی نصر با شما موافقم. خصوصا کتاب “خیزش مجدد شیعه” رو که ازش خوندم بسیار به نظرم شناخت درست و به جایی داره از ایران و اسلام و شیعیان…برام جالبه که یه ایرانی که این همه سال آمریکا بوده تا این حد شناخت خوبی داره از مسایل خاورمیانه. حضورش در شورای روابط خارجی آمریکا هم واقعا معنای شایسته سالاری رو نشون میده. تا جایی هم که میدونم یکی از اصلی ترین مخالفان حمله احتمالی آمریکا به ایران بوده و هست.
اما در مورد مهدی خلجی خوب زیاد اطلاع ندارم و زیاد هم قبول ندارم که کسی که در خارج از ایران فعالیت میکنه بتونه مسایل داخلی رو به درستی تحلیل کنه…برای تخلیل اجتماع باید در متن اون حضور داشت…
این یک اپیدمی تقریبا بین همه ماست قبل از خوندن نوشته اول نسبت به نویسنده جبهه گیری مثبت با منفی می کنیم آن وقت تازه با این دید می رویم سراغ نوشته.
کاملا صحیح
سلام
من پویا جان من همیهش مطالبت را میخوانم.مطلب اعدامت خوب بود.البته نه همش
ولی خبو است بیشتر درباره اش اطلاع رسانی کنی
من هم درباره انتخابات امرکیا به روزم
راستی آق پویا یه سر به اینجا بزن. نظرت رو بگو. خیلی دوست داریم صدات رو اونجا داشته باشیم.
http://www.radioweblogestan.wordpress.com
تو اولین نفری هستی که ابوذر رو جدی گرفتی البته بعد از درخشان.