این نوشته در درجه اول یک درددل شخصی است. هر نوع چالش منطقی آن نیز باید با در نظر گرفتن ماهیت این نوع نوشته (درددل) انجام شود.
مخاطبان احتمالی این وبلاگ، سلام؛
من پویا هستم، یک ایرانی. درست حدس زدید. اهل همان کشوری هستم که نام آن را تقریبا همه روزه در اخبار میشنوید و شنیدن نامش خیلی از شما را یاد «حمایت از تروریسم»، «بمب اتم» و «اعدام نوجوانان» میاندازد. من درست در همان سرزمینی بزرگ شدم که مجازات خیلی از لذتهای عادی شما در آن «شلاق» و «سنگسار» است. آن سنگسارشدگان بیچارهای که شما با دیدن عکسشان لطف میکنید و فریاد میزنید: “O’my goodness!” برداران و خواهران من بودند و مثل من حرف میزدند و مثل من لباس میپوشیدند و غصهها و قصههایی احتمالا شبیه من داشتند و …
حدود یکسال است که نه از ترس «شلاق» و «سنگسار» بلکه به هوای موقعیتهایی که فکر میکردم باید در خارج باشد( و بعدا فهمیدم همه حاصل ایدهال سازی پوچ من از خارج از ایران بودند) از ایران خارج شدهام. اما باور کنید بسیاری از تهدیداتی که در ایران مواجه بودم از بین نرفته است یا دستکم با تهدیدات و دغدغههایی مشابه جایگزین شده است. در اینجا هم من «سنگسار» میشوم و هم «شلاق» میخورم. منتهی سنگهایی که در آمریکا نصیب من میشود برخلاف نوع وطنیشان از جنس پروپوگاندی است که رسانههای دنیا علیه من پخش میکنند.
نمونه عینی این «سنگها» فیلم«سنگسار ثریا میم» است. فیلمی که بار دیگر قصد دارد از ایران جهنمی بیدر و پیکر را به دنیا نشان بدهد. جایی که تمام هستی و نیستی یک ملت خلاصه میشود در سنگسار انسانها در آن کشور. تلاش علنی برای ترویج استریوتایپی خطرناک بر علیه مردمی که هماینک نیز در چشم بسیاری چیزی جز «تروریستهای کلهسیاه» نیستند.
اما همینجا هشدار میدهم: «سنگهای «ثریا میم» دارد سنگسارشدگان را نشانه میرود نه سنگسارکنندگان را». آری! ما هستیم که داریم سنگسار میشویم. من نمیدانم سازنده این فیلم چه هدفی از ساخت آن داشته و دوست هم ندارم قضاوتی راجع به اینکه چرا مثلا صحنه فیلمبرداری احتمالا اسرائیل بوده بکنم، فقط میدانم که از فردای اکران فیلم تا میگویی ایرانی هستم همه یاد سنگسار میافتند و لابد با خود میگویند این اهل همان کشوری است که در آن فلان و فلان رخ میدهد. میدانم که «سنسگار کنندگان» دیگر با این نوع تبلیغات غلط یا درست ککشان هم نمیگزد. عادت کردهاند، اصلا شاید از همان ابتدا عادت داشتند. این در عوض ما هستیم که داریم تاوان میدهیم. مایی که محکوم به سنگسار شدنیم.
با خودم میگویم: «چرا این نوشته را مینویسی؟ فکر میکنی مطلب تو هر چقدر هم که سوزناک باشد میتواند معجزه کند و جلوی اکران فیلمی که میلیونها دلار خرجش شده و لابد میلیونها میلیون دلار هم قرار است از آن ساخته شود را بگیرد؟ بگذار اینها هم سنگهایشان را بپرانند. ما دیگر عادت کردهایم. از «خودی»ها کم نخوردهایم، چرا از بیگانه نخوریم؟






پس عرب ها بايد چكار كنند ؟ كه تا مي گي تروريسم ياد حروف عربي مي افتند؟ چيني بايد چكار كنند؟ كه تا ميگي ركود اقتصادي ميگن جنس هاي بنجول چيني؟ تا حالا سياه ها و ژاپني ها و روس ها و عرب ها و سوداني ها روي سيبل بودند حالا هم نوبت ايرانه … يه زن مسلمون آمريكايي كه اصلا عرب هم نبود .. فقط حجاب داشت .. مي گفت تو خيابون يه بار يه عده جوون با ماشين هاشون جلوم ويراژ دادن و گفتن : برو گمشو از اين كشور بيرون برو مملكت خودت شتر سواري كن !!! تو جاي اون ها بودي چيكار مي كردي؟ در برابر قدرت رسانه اي و اقتصاد آمريكايي كه كنترلش مي كنه فقط خويشتن داري مارتين لوتر كينگي و مالكوم ايكسي راهگشاست.
خويشتن دار باش عزيز من … ” صبر ” مثل آب ظاهرا كم توان و ناپايداره اما در طول زمان مي تونه سنگ رو هم بشكافه.
پویا جان، مطلبت زیبا بود اما عیب بزرگی دارد. نگفتن تمام حقیقت نوعی دروغ است. ندیدن تمام واقعیت نوعی خود نگاه یک طرفه است.
تمام حقیقت آن است که اگر در ایران ( به طور مثال ) چیزی به نام سنگسار وجود نداشت هیچ وقت هالیود نمی توانست فیلمی در مورد آن بسازد. پروپاگاندا گوشه ای از واقعیت را بزرگ می کند و از بیان باقی مطالب منصرف می شود. بدین طریق می تواند هدف خود را به پیش برد. بیان این مطالب توسط تو به همین صورت هم نوعی پروپاگاندای تبلیغاتی است! باور نداری؟
پویا جان اگر دلت خیلی به حال هویت ایرانی می سوزد با شجاعت تمام فریاد بزن بله … این سنگسار وجود دارد. این طور است و آن طور. سعی کن ریشه های آن را بخشکانی و به مردم آگاهی بدهی. سعی کن سنگسار را از بین ببری تا دشمنان هویتت نتوانند از آن سوء استفاده کنند.
انسان باید ابتدا با خود کنار بیاید.
سنگهای «ثریا میم» دارد سنگسارشدگان را نشانه میرود نه سنگسارکنندگان را
با این موافقم
ببخشید اما من موافقم، هم با کتاب و هم با فیلم، از قضا باید خیلی بیشتر از این فیلم ساخته شود و کتاب نوشته شود.
ضمن این که متاسفم از این که لینک اندکی مرتبط که پای مطلبت گذاشتی. کلن این نقد رد شده است که چرا اون که این فیلم رو ساخته ما رو هدف گرفته. نه این طوری نیست. اگر هم شسته و رفته سنگسار رو هدف می گرفت، باز هم بودن آدم های چس ناله و این طوری. ضمن این که مشکل سنگسار رو که نمیشه از مردم جدا کرد، خیلی انتظار غیرواقعی هست. به هر حال اون مطلب رو دیده بودم اما انتظار نداشتم این جا هم ببینمش.
besyar poste jalebi bood. man movafegham ba shoma.. garche nemishe jeloye ekran ro gereft, vali didgah khanandegan ro mishe avaz kard va in khodesh chize bozorgieh…
سلام پويا جان در رابطه با همين فيلم چيزي نوشتم.به مطلبت هم لينك دادم
نوشته پردرد و قابل تاملی بود. ممنون
@ هزاران نقطه:
درست میفرمایید. من این دو مطلب را بدون مطالعه قبلی و صرفا به صرف خاطر بودنشان در پایین مطلب گذاشتم و با توجه به اینکه به عنوان نویسنده وبلاگ برای رفرنسی هم که در مطلبم میگذارم مسئولم تا وقتی این نوشتهها را مطالعه نکردهام فعلا آنها را از روی پست برمیدارم.
ممنون بابت تذکر
@ دسرتر:
حرفت از یک زوایه درسته. فقط لازمه بگم که مالکوم ایکس به هیچوجه با مردم آمریکا مدارا نمیکرد و معتقد به مبارزه خشونتامیز بر مبنای اصل «چشم برای چشم» بود
ولي واقعا با اين همه هزينه آمريكائي ها حق ندارند ابر قدرت سياسي در جهان باشند؟ حق ندارند همه چيز رو تحت تسلط و كنترل خودشون در بيارن؟
اين يعني مديريت… يعني خلاقيت. يعني تركوندن يك ملت به سادگي هرچه تمام تر.!!!
هاليوود فقط وظيفه اش ساخت فيلم سينمائي نيست.
بلكه كاملا واضح و آشكاره كه در كنار تمامي وظايف اش كه به بهترين شكل ممكن بهشون عمل ميكنه در مواردي هم اگر لازم باشه تنه به تنه سياست ميزنه و گند ميزنه به آبروي يك كشور.
فكر میكنم برای تحلیل این مسئله باید نگاهی به شرایط ایرانیان رانده شده از كشور داشت. افرادی كه پس از وقوع انقلاب اسلامی یا حداكثر پیش از پایان دهه 60 از ایران خارج شدند و تنها چیزی كه از كشور خود به خاطر دارند، جنگ، خونریزی، كشتار، بمباران، …. و از جمله سنگسار است كه در آن سالها اقدامی رایج بود.
این جماعت از جمله كارگردان فیلم سنگسار ثریا اساسا ایران پس از دوم خرداد را ندیده اند و تحلیل جامع و درستی از تحولات اجتماعی و سیاسی پس از آن ندارند و درعینحال به علت برخی احساسات خصمانه كه علیه هیئت حاكمه جمهوری اسلامی دارند، تمام غیض خود را در یك فیلم به نمایش میگذارند. انیمیشن پرسپولیس هم بر همین اساس قابل تحلیل است.
به طور قطع و یقین ایران پس از دوم خرداد هم بهشت برین نبود و نیست اما به هر حال نمیتوان آن را قابل مقایسه با مقطع پس از انقلاب و دهه 60 دانست و این همان نكتهایست كه در غرب از آن غفلت میشود.
فعلن که کدخدائی می کنند. باشد تا صبح دولتشان بدمد تا این نتایج سحری بیشتر ببینند.
@ داوود
به شخصه این دیدگاهها رو نمیپسندم
با يزدان پناه موافقم … خيلي از ايراني ها بيرون از ايران هنوز همون تصوري رو از ايران دارند كه موقع خروجشون از اين كشور تو ذهنشون وجود داشت.
در مورد مالكوم ايكس هم خيلي قاطع نظر ميدي .. در حالي كه اين آدم خيلي جاها در برابر عمل انجام شده قرار گرفته بود .. حتي خود لوتر كينگ هم يه جاهايي نزديك بود به خشونت نزديك شه .. بعضي رفتارها رو بايد بذاري به حساب واكنش .. نه اعتقاد يا ايدئولوژي
چه بگویم؟
آقا پویا کافی است چشمانت را برای چند لحظه ببندی و خودت را در همان چاله سنگسار ببینی. خیلی وحشتناک است. ایمان بیاور که خیلی درد دارد. نه تنها من ایرانی نه تنها تو ایرانی بلکه همه ایرانی ها اگر از شرم آن یک لحظه سنگسار ثریا تحقیر شوند شایسته است.
چرا ما عادت کرده ایم هر چیزی را لوث کرده و از بار و معنی اصلی آن خالی سازیم؟ شما سنگسار انسانی را که وحشیانه ترین رفتار انسانها در اعمال درد و جذر و اعذاب که به انسان دیگری وارد میشود را برابر با به اصطلاح خودتان پروپاگاندا میکنید که شاید کسی به شما نگفته باشد بالای چشمتان ابرو است، آقا پسر گل؟
شما چه کار کرده اید که در کشورتان سنگسار صورت نگیرد؟ که آنوقت سربلند کنید و بگویید در کشوری که من از آن میآیم این نوع از وحشیگریها صورت نمیگیرد؟ یک سوال دیگر چرا وقتی راجع به سنگسار فیلم ساخته میشود که این عمل را محکوم کند(که اتفاقاً باید هزاران و هزاران ساخته شود چرا که هر چه بگویی و بنویسی و ثبت کنی مانند یک فیلم، گویا نیست) شما خودتان را مخاطب میبینی؟ مگر شما موافق سنگسارید؟ مگر این شما بوده اید که این قوانین ضد انسانی را ثبت کرده و اجرا میکنید. خوب آنرا که حساب پاک است از محاسبه چه باک است. من هم از همان کشور گل و بلبل میآیم و به تمام اطرافیان غیر ایرانی ام توضیح داده ام که چه در ایران میگذرد و همه هم میدانند آنچه که در ایران میگذرد به ایران و ایرانی در کل آن ربطی ندارد و تنها بابت بختکی است که بر روی سرزمینمان افتاده. آقا پسر گل و مامانی تا بدبختبها را نببینیم نمیتوانیم آنها را از بین ببریم.
خوشمان آمد !
اولين ايراني مهاجري هستيد كه مي بينم هنوز هم اينجابرايتان مهم است و همه چيزتان را مفت نفروختيد !
خيلي خوشحالم از آشناييتون
پايدار باشيد