
- اگر فاشیسم را کنترل گسترده منابع از سوی بخش خصوصی، کنترل اطلاعات، سرمایه گذاری و تولید حجیم اسلحه، سرکوب جنبش های کارگری و …بدانیم آیا سیستم حاکم بر آمریکا خیلی شبیه به یک سیستم فاشیستی نیست؟
( در ادامه تبادل تیتر بین من و بامدادی این تیتر زیبا را دوست عزیزم بامدادی به من پیشنهاد کردند. اگر می بینید این نوشته روان تر از همه نوشته های منه دلیلش ویراستار فوق العاده اونه: بامدادی. ممنون!)
هر چه فکر می کنم هیچ نکته ناگفته ای را در سرمقاله اخیر روزنامه دست راستی نیویورک سان نمی بینم و به همین دلیل نیز علت دست به دهان شدن بعضی از دوستان را نمی فهمم. نه نیویورک سان روزنامه ای است که کارنامه اش از این نوع صحبت های عجیب و غریب خالی باشد و نه اتخاذ این نوع سیاست ها از سوی نئوکان های آمریکایی و پشتیبانان یهودیشان عجیب است.
همه می دانیم که نئوکان ها بدشان نمی آید از آمریکا یک سرزمین فاشیستی بسازند و به نام دمکراسی آزادی نفس کشیدن را نیز از مخالفانشان بگیرند. مگر نئوکانهای حاکم بر کاخ سفید همانهایی نیستند که پای شکنجه را به این مملکت کشاندند و سالهاست مردم آمریکا را قربانی قایم موشک بازی و ماجراجویی های خود کرده اند؟
نیویورک سان نیز همان روزنامه ای است که در فوریه 2003 پیشنهاد محاکمه تظاهرکنندگان علیه جنگ عراق به اتهام “خیانت” را داد. حرفی که بدجور صدای لیبرال ها را در آورد. در ژوئیه 2008 نیز این روزنامه ادعا کرد که باراک اوباما با نخست وزیر کنیا ریلا ادینگا روابط خانوادگی دارد و او با اوباما قراردادی را امضا کرده است که در صورت انتخاب شدن، اوباما اقدام به اجرای قوانین شریعت اسلامی کند! این روزنامه اقدام به انتشار کپی ای از این قرارداد نیز نمود. با مشخص شدن دروغ بزرگ نیویورک سان صحت مطالب این روزنامه زیر علامت سوال جدی قرار گرفت.
خلاصه وقتی من کارنامه این روزنامه و جریان سیاسی حامی آن را می بینم هیچ جور نمی توانم قبول کنم که نیویورک سان حرف عجیبی زده است. وقتی آمریکاییها به دلیل مخالفت با سیاست های ضد انسانی بوش “خائن” اند آیا طبیعی نیست که احمدی نژاد “حامی تروریست، بمب اتم ساز ناقض هالوکاست” ( برگرفته از متن سرمقاله) سزاوار دزدیده شدن و “محاکمه شدن در یک دادگاه یهودی ” باشد؟
نمونه حی و حاضر نیویورک سان و ادبیات آن در ایران خودمان روزنامه وزین “کیهان” است. به اخبار نیویورک سان نیز همانقدر می توان اطمینان کرد که به مجموعه نوشتارهای “شوالیه های ناتوی فرهنگی” کیهان. در کیهان نیز افراد مختلفی در معرض اتهامات نارو قرار گرفته اند و تهدیدات مختلفی به گروههای مختلف شده است. با این حال فکر می کنم درست نیست که بگویم کیهان یا نسخته نیویورکی آن دروغ می گویند. کیهان در عین دروغ گفتنش صادق است. با این حال در سیستم فکری کیهان و نیویورک سان حقیقت در صورتی حقیقت است که به قول”هزاران نقطه“با “خط و گرای سردبیری” هماهنگ باشد. صداقت اخبار کیهان و نیویورک سان به جای عبور از فیلتر “حقانیت” از فیلتر ” ایدئولوژی” و “منافع ایدئولوژیک” است که باید بگذارد. با این حال کیهان و نیویورک سان هر دو در آنچه می گویند صادق اند.
فراموش نکنیم: ” نه فقط به نام دین، بلکه به نام مبارزه با فاشیسم و استقرار دمکراسی نیز می توان به فاشیسم اعتقاد داشت.” مهم نفس کنش فاشیستی که مخرب است و مذموم.
Read from Mr. Crab: It’s time to slash the New York Sun






[...] صداقت کیهانی نیویورک سان [...]
درست میگی. دستت درد نکنه.
ممنون، قابلی نداشت. راستی عجب متن ویراستاری شدهی خوبی نوشتی. معلومه ویراستار خوبی داشتی!
chi neveshti???
@ هزاران نقطه
) اضافه کردم.
مخلصم.
@ بامدادی
@ اصلاحات:
یک مطلب!
این قبیل مطالب را میتوان زنگ خطری برای ارزشهای لیبرال مسلكترین ( و نه لیبرالترین) جامعه جهان دانست. انتهای چپ به راست و انتهای راست به چپ ختم میشود.
به این نوشتار لینك دادم.
@ محمدرضا یزادان پناه:
امیدوارم کار از “زنگ خطر” نگذشته باشد
ولي يه فرق هست … اونم اينه : اگه من بر فرض به عنوان مقاله نويس يه روزنامه ليبرال برگردم يه مقاله تند در جواب اين نوشته هاي سان بنويسم و بزنم تو برجكشون و آبروشون رو ببرم و اشكشون رو دربيارم و حتي مطلبم پر خواننده ترين هم بشه كسي يه پاكت نامه نميندازه تو حياط خونم كه توش نوشته باشه : “تا يك هفته بعد هرچقدر مي خواي مقاله بنويس چون بعد ازون ديگه زنده نيستي” … جامعه مثل بدن متابوليسم و سيستم ايمني خاص خودش رو داره، بدني كه سالمه از پس عفونت هاي از نوع سان بر مياد … در جامعه بسته و انحصار گرفته و ديكتاتوري و تك بعدي گري ايران عفونت كيهاني هر چقدر كه بخواد آزاده كه رشد كنه … بنابراين اون زنگ خطرهايي كه يزدان پناه مي گه بيشتر متوجه جوامعي مثل ايرانه نه آمريكا.
deserter:
عجب! مثل اینکه فراموش کردهاید راست افراطی در جامعهی «باز» آلمان تبدیل به بدترین نوع فاشیسم و دیکتاتوری شد. تاریخ را فراموش نکنیم، گاهی وقتها کمک میکند به درک بهتر امروز.
@ بامدادی
مشکل اصلی تصور یوتیوپیایی از آمریکاست. این تفکر که توی دمکراسی ها همه چیز درسته و هیچ کس غم نداره. متاسفانه دسرتر ما هم اینطور فکر می کنه
خدا به داد برسد
[...] صداقت کیهانی نیویورک سان [...]