ای ناجی، بشتاب که ایران و ایرانی منتظر توست
اصغر جعفرزاده، ایران- خلخال
اشتباه نکنید، مخاطب این سخنان امام زمان نیست، بلکه محمد خاتمی رئیس جمهور “عبور شده” اصلاحات است. با این حال بسیار مشخص است که کاریزمای خاتمی در طرفدارانش تاثیر زیادی داشته است. درست حدس زدید: ” بخشی از جبهه اصلاحات هنوز هم دچار وضعیت کاریزماتیکی است که با انتخاب خاتمی در سال 1376 آغاز گشت.” پس از ناکامی اصلاح طلبان در اجرای سیاست های خود بخشی از جبهه اصلاحات آن زمان تصمیم به اجرای پروژه “عبور از خاتمی” گرفتند. با این حال موج خاتمی ستایی هنوز در میان بخشی از اصلاح طلبان زنده ماند. انتخاب اخیر که از همان ابتدا با احتمال هر چند ضعیف حضور خاتمی همراه بود نیز عرصه مناسبی را برای فعالیت های این گروه رقم زده است. از نظر آنان کلید حل مشکلات آنان در دست خاتمی و سیاست های اوست. آنها وی را “ناجی” خود می دانند.
در این نوشته قصد ندارم اقبال به خاتمی را درست یا غلط بخوانم، بلکه تنها هدفم بررسی آن در زمینه بزرگتر “ذوب شدگی” یا همان چیزی که ماکس وبر اسم آن “وضعیت کاریزماتیک” گذاشته است. دوم خرداد 1376 اولین باری نبود که ایرانیان در وضعیت “ذوب شدگی” و “مقدس سازی” یک انسان قرار گرفتند. بیست و اندی سال قبل از آن در سال 1357 جامعه ایران جامعه ایران ذوب شدگی را با یک روحانی دیگر و به مراتب انقلابی تر تجربه کرد. زمانی که یک فرمان آیت الله خمینی می توانست نیمی از مردم ایران را آماده جان فدا کردن کند. “دکتر مصدق” هم نقش کاریزماتیکی برای بسیاری از اقشار جامعه ایرانی و خصوصا قشر روشنفکر داشته است
.
یک نکته در مورد تمام مواردی که در آنها این وضعیت ذوب شدگی و مقدس سازی به وجود آمده است ثابت به نظر می رسد و آن اینکه شخصیت های کاریزما اصولا زاده شرایط بد و دشوار زندگی هستند. آیت الله خمینی را می توان در یک نگاه نتیجه سیاست های رضاخان و پسرش محمدرضا پهلوی دانست. شاید اگر رضا خان به مذهبیون غیر سیاسی آن روزگار نمی تاخت و شاه سابق در صدد بر نمی آمد با کودتای 28 مرداد رودر روی مردم و خواست آنان بایستد، رفتار آشتی جوی “مدرس” و بعدها “کاشانی” منجر به به وجود آمدن شخصیت به مراتب رادیکال تری چون آیت الله خمینی.
آیا خاتمی واکنش جامعه ایران به وضع بد اقتصادی امروز است؟ شاید اینطور باشد ولی یک نکته را به خوبی می توان از بازخوانی تاریخ فهمید. قصه کاریزماها عموما ختم به خیر نشده است. کمتر ملتی بودند که از “ذوب شدن” و “مقدس سازی” شخصیت های تاریخی سود برده اند. آدم ها را به ابرانسان تبدیل کردن شاید صندوق یکی دو انتخابات را پر کند( همانطور که سال های 76 و 80 کرد) اما در کارآمدی آن در درازمدت تردید جدی هست. اینکه یک گزینه انتخاباتی را تا حد منجی بالا ببریم، کمترین هزینه اش آن است که نمی توانیم قضاوت درستی در مورد سایر گزینه ها داشته باشیم.
پس وقتی خاتمی را تا حد خدا بالا می بریم، وقتی او را یگانه منجی ایران می دانیم، وقتی جوری از آمدن او حرف می زنیم که انگار موعود ادیان آسمانی است، وقتی آنقدر حول نامزد شدنش را می زنیم که شب ها گزینه های دیگری چون “کروبی” به کابوس هایمان می آنید، وقتی به خاتمی می گویم اگر نیاید به ایران و ایرانی خیانت کرده است و وقتی فریاد می زنیم ” یا تو یا هیچ کس دیگه” یادمان باشد که پایین آوردن خاتمی می تواند به مراتب سخت تر از بالابردنش باشد.
شاید مرتبط: جمهوری اسلامی، خود ماییم- کلنگ






سر تقدس را که بگیری وسطش به مصونیت می رسد و تهش به فساد
@ طاها:
احسنت. چقدر جمله جالبی.
خاتمی خدا نیست، فرشته که هست.
موافق این نیستم که خاتمی رو تنها منجی ایران بدونیم.اما مخالف اینم هستم که خاتمی رو بی عرضه بدونیم.
در جواب اون دسته ی اول که منتظر خاتمی هستن، این دسته ی دوم همیشه می گن خاتمی چیکار کرد؟
به نظر من خاتمی خیلی کارا کرد.بنزین رو سهمیه بندی نکرد، برق و آب و قطع نکرد، طرح امنیت اجتماعی نذاشت، لایحه ی مثلا ! حمایت از خانواده پیشنهاد نداد، …
اینا رو از اونور اگه نگاه کنی کلی کار بوده ! حرف اینکه احمدی نژاد خوب نیست و خاتمی هم به همچنین، کاری نداره.
اما به حرف نیست.
خاتمی هرچی که بود، از احمدی نژاد بهتر بود.حالا اینکه انتخابات تو ایران، بین بد و بدتر، بماند.
اما اگه خاتمی بیاد، حداقل ما می تونیم اونوقت نق بزنیم، می تونیم انتقاد کنیم.الان که به حمد خدا تا چند وقته دیگه که حکم اعدام وبلاگ نویسا تصویب بشه، فقط به دلیل نوشتن تو وبلاگت می تونن اعدامت کنن !
حالا تو این شرایط خاتمی منجی نیست؟!!
فرشته نیست؟! خدا نیست؟
به نظر من، وقت پرش از بد به عالی خیلی وقته گذشته.نمونه ش هم همین انقلابی بود که نسل قبل گذاشتن تو کاسه ما.
ولی حالا اگه بخواد اتفاقی بیفته، پله پله ست.از بدتر به بد، به خوبتر، خوب…یکدفعه نمی شه.هرکسی هم که یه پله بالاتر باشه، منجی اون پله ست.
من می خوام بگم، به نظرم مقایسه ی خا
ای بابا دستم خورد چاپ شد ! یه بارم باز تکرار فرمودم رفت !
دوباره می فرمایم که !!
به نظرم مقایسه ی خاتمی یا خمینی درست نیست.به خاطر پرونده ای که از 8 سال ریاست جمهوری خاتمی هست.به علاوه رییس جمهور علنا هیچ کاره ست تو اینجا.می شه هم رهبر باشه هم رییس جمهور؟! یکیشون اضافه ست که توی ایران معلومه کدومه.
اگه احمدی نژاد هر کاری می خواد می کنه، واسه اینه کارات عین نظر رهبره.اما خاتمی که موافق نباشه، کاری هم نمی تونه بکنه.شاید فقط بتونه جلوی بعضی چیزها رو بگیره که اتفاق نیفته.
با این استدلال قوی، بیان شیرین منطق استوار ! من مخالفت خویش را با شما اعلام می نمایم !!
(کف و سوت تماشاگران !)
مرسی مرسی !
(کف و سوت همچنان ادامه دارد.از انتهای سالن صدای هیپ هیپ بهاره ! می آید.)
(بهاره در حال دست تکان دادن به تماشاگران، از سالن خارج می شود.جمعیت همچنان بهاره را می طلبد ! بهاره یکباره دیگر می آید !)
می دونی، خاتمی وقتی که بود، کم مخالف نداشت از طرفدارای قدیمیش.حتی بار دوم، تعداد رای هاش کاهش پیدا کرد.
اما همینی که می گن زمان قضاوت می کنه، اینجام صدق می کنه.بعد چندسالی که رفته، تازه اهمیت کارهاش پیدا شده.
خاتمی وقتی رییس جمهور بود، توی کشورا دیگه که هدیه و این ها می دادن، طلا و اینجور چیزا بهش، برای خودش و خانواده ش، همه رو داد به موزه ی ملی.گفت این ها مال ایرانه، نه من.حالا فکر کن همه ی رییس جمهورای قبلی با اینا چیکار می کردن؟!
خاتمی حداقل این رو رو کرد.
(تشویق حاضران نشان از خود بی خود گشتگی آن ها دارد!)
من دیگه واقعا می رم ! تموم شد.
(صدای جمعیت از دور به گوش می رسد و تا مدت ها نام بهاره را فریاد می زنند.اما او هرگز باز نمی گردد…یعنی به کجا رفته است؟ آیا دیگر هرگز کسی او را خواهد دید؟ شاید در سرزمینی دور دختری ژنده پوش با کوله باری از سخنان ناگفته از دروازه ی شهر عبور کند، وای به آن روزی که مردمان آنجا را هم در حیرت کلام خود رها کند و باز به سویی دیگر روانه شود…)
خواهش می کنم ! اختیار دارین !قربان شما، خدافظ !
خاتمی نماینده ای برای زمانی که کمی احساس راحتی در این مملکت بود چیزی که تا سالها کسی تجربه اش نکرده بود ، شاید بهمین دلیل تنها گزینه ای است که همگان به وی امید دارند.
به عنوان یك روزنامه نگار، رئیس جمهور بودن یا نبودن خاتمی هیچ تفاوتی برایم ندارد چون هم در زمان او روزنامهای كه درش مینوشتم توقیف شد و هم در زمان احمدینژاد! پس خاتمی توان نجات من را ندارد هرچند كه اگر انصاف دهیم خاتمی توان نجات كشور را دارد و تجربه دوم خرداد این مسئله را ثابت میكند.
با این حال برخی افراد هستند كه متاسفانه نگاهی قدسی یا افراطی به آقای خاتمی دارند كه البته شخص خاتمی خود به هیچ عنوان با این قبیل نگاهها موافق نیست. خاتمی یك واقعیت است همانطور كه جمهوری اسلامی واقعیت اصلی ماست.
وصله پایین نیامدن، به خاتمی نمی چسبد.
@ بهاره: پوپولیست! عوام فریب! رفتی مردم رو شیفته خودت کردی چی کار؟
@ صندوقک:
بی شک هیچ رفتار اجتماعی ای بی دلیل نیست. منتهی هر رفتار اجتماعی لزوما منطقی نیست، خصوصا اگر کنشی از سوی نخبگان باشه
@ محمدرضا یزدان پناه:
مثل همیشه استدلالتون عالیه
@ هزاران نقطه:
پایین اومدن نه، خاتمی قدرت طلب نیست. منظورم این بود که وقتی اون رو اینقدر بالا می بریم یک زمانی دیگه نمی تونیم راجع بهش قضاوت منطقی و برابر کنیم. معذرت میخوام اگر منطورم را اشتباه رسوندم.
شخصيت هاي كاريزماتيك كه تو يه دوره اي سوپرمن جامعه شدن رو همه ملت ها داشته اند (آمريكا نمونه بارزشه) اما ما اينجا چاشني تقدس رو هم بش اضافه مي كنيم… البته خيلي با عبارت تقدس بخشيدن موافق نيستم … چون تقدس بخشي هاي ما طول عمر كمي پيدا كردند و از طرفي اين قداست مذكور زياد شبيه قداستي كه در دين تعريف شده نيست . چون كلمه ديگه اي به ذهنم نمي رسه ازش استفاده مي كنم، وگرنه اين نوع خاصي از تقدس بخشيه كه مخصوص خطه ايرانه … يه جور بالابري و پايين آوري سينوسي كه البته ديكتاتوري توش نقش مهمي داشته.
در باب قداست در دين هم ميشه بحث جداگانه اي كرد كه جاش اينجا نيست…. بنابراين من توصيه مي كنم طاها بذري جمله كلي خودش رو به صورت زير اصلاح كنه :
سر تقدس ايراني رو كه بگيري وسطش به مصونيت مي رسد و تهش به فساد.
@ دسرتر
به نظر من تقدس به این شکل مختص ایران نیست. تقدس واژه ایه که برای فوق العاده مطهر نشون دادن هست. منتهی شاید این کنش توی ایران و کلا کشورهای جهان سوم بیشتر دیده میشه. از این نظر با حرفت موافقم.
ایرانیان قومی هستند که در تاریخ خود هیچ گاه سرنوشت خود را به دست نداشته اند و همواره حول محور پادشاه، خلیفه و یا هر کسی که در قدرت بود جمع شده اند. این مردمان به قدرت خود باور ندارند و همواره در انتظار یک ناجی نشسته اند. سخنان تملق آمیز که این روزها در باره خاتمی می شنویم ادامه همان فرهنگ اسطوره سازی و اسطوره پرستی ایرانیان است. دشواری های ما ریشه در تاریخ دارد، همانگونه که ناتوانی ها، دورویی و دروغ گویی ها و هم چنین خصوصیت دشمن تراشی ها که گویا همه جهان کاری ندارد جز آن که بر علیه ایران توطئه کند و یا این که دیگران مقصر عقب ماندگی و فلاکت ایرانیان هستند.
نویدار
@ نویدبار
تلاش شما برای فهمیدن مشکل ایران قابل ستایشه. جدا از اینکه چقدر به این توفیق رسیدید همین که مشکلات رو به “نقش اجنبی” حواله نمی کنید به نظرم ارزشمنده