بالاخره بعد از چند ساعت تلاش موفق شدم اولین ویدئوبلاگ فارسی خودم رو آپلود کنم. درست وقتی که کارم تمام شد و داشتم راهنمای استفاده از ویدئوبلاگ را می خوندم دیدم قبلا کمانگیر از خودش ویدئوبلاگ پر کرده. می تونید اون رو در این آدرس ببینید. همچنین امروز دست به کار شدم و یک راهنما هم برای دست کردن ویدئوبلاگ نوشتم که می تونید اون رو در این آدرس ببینید.
این هم شاهکار روز تعطیل من:
فکر می کنم لازمه توضیحاتی رو درباره این ویدئو بدم:
1- در مورد ماجرای ساخته شدن این ویدئو و دلیل انتخاب موضوع “سیاستمداران گریان” توی خود ویدئو توضیح دادم. مطلب اشاره شده از کمانگیر درباره شام احمدی نژاد و مورالس با بچه های یتیم را در اینجا و فید اشاره شده در فرندفید را در اینجا ببینید.
2- در ویدئوبلاگ هم مثل وبلاگ دوگانه ساده نوسی/رسمی نویسی همیشه وجود داره. وقتی ویدئوبلاگ رو به اعضای خانواده ام نشون دادم نظرشون این بود که نباید اینقدر تکون میخوردم یا حرکات یا اصطلاحات خاصی رو به کار می بردم. اما نظر شخصی من اینه که در ویدئوبلاگ هم مثل وبلاگ میشه مرزهای رسمیت رو شکست و در حقیقت این خالق اثره که تصمیم میگیره چطور خودشو نشون بده. این نمایی هست از حرف زدن عادی من. بد و خوبش رو شما ببخشید.
3-همین طور که در خود ویدئوبلاگ هم گفتم نظرات شما در ادامه کار من خیلی مهمه. من خیلی به ویدئوبلاگینگ علاقه دارم و خیلی وقت صرفش کردم. میتونید یکی از ویدئوبلاگ های من به زبان انگلیسی رو می تونید در اینجا ببینید. اگر استقبال از این کارم انجام بشه بهتون قول میدم که در برنامه وبلاگم قرار بدم که هفته ای یک ویدئو آپلود کنم.
4- ممکنه برخی من رو به حاشیه رفتن از بحث در این ویدئو متهم کنند. با این حال لازمه بگم که هدف من از ساختن این ویدئوبلاگ همانطور که آخر ویدئو گفتم جدل کلامی با کمانگیر نبوده بلکه بیشتر دوست داشتم با هم به قول خود کمانگیر “حرف بزنیم.”
5-در پایان ویدئوبلاگ از سه نفر به طور اختصاصی تشکر کردم. اولی کمانگیر بود که ایده رو بهم داد. دومی بامدادی که در پیدا کردن مطالب و از جمله دادن سوژه گریه کردن بوش بهم یاری رسوند و سوم هزاران نقطه که کمک معنوی و روحی کرد و دیشب هم کلی من رو شارژ احساسی کرد.
6- این راهنمای ساخت ویدئوبلاگ هست که تو خود ویدئو قول داده بودم بگذارم زیر مطلب.
7-هر چیزی که به پیدا کردن یک زبون مشترک بین آدم ها کمک کنه مفیده. چه از جنس نوشته، چه صدا و چه تصویر.
8- ممنون!







سپتامبر 7, 2008 at 5:32 ق.ظ
[...] مرتبط: ویدئوبلاگی در باب نقش گریه در سیاست آمریکا (شبه پاسخی ب… [...]
سپتامبر 7, 2008 at 5:37 ق.ظ
دستت درست رفیق.
سپتامبر 7, 2008 at 6:10 ق.ظ
خوب خنده هم نقش بزرگي داره… اخم … لبخند…. ادا اطوار … سياستمدارا از همه چي استفاده مي كنند… فقط كه گريه نيست. اما خوشحالم كه داري يواش يواش مي ري به سمت نقد سيستم آمريكا .. و اين خودش هضم شدن در اجتماع رو تسهيل مي كنه… داري مي ري تو باغ
سپتامبر 7, 2008 at 7:45 ق.ظ
هنوز ندیدم، ولی آفرین به این همت. نگاه میکنم سر فرصت و نظرم رو میگم.
سپتامبر 7, 2008 at 10:55 ق.ظ
پویای عزیز. بهت تبریک می گم و چند تا بازخورد روشن و صریح می خوام بهت بدم در مورد مسایل فنی بیشتر. (در واقع تصمیم دارم از لحاظ تکنیکی بهت گیر بدم و نابودت کنم). فقط هم نکات منفی رو می گم. چون مثبت هاش رو که خودت می دونی گفتن نداره. به هر حال این ایرادهایی که من گرفتم برای کار اول خیلی طبیعیه و اصلن جای نگرانی نیست.
1. به نظر من به چنین محصولاتی باید کمی جدی تر نگاه کرد و وقت بیشتری براش گذاشت. یعنی چون در تاریخ ثبت می شه قرار نیست یک برش عادی از زندگی ما باشه و باید کمی به احترام مخاطب روشون بیشتر کار کنیم. مثلن از پیش متنی آماده کنیم یا یکی دو بار تمرین شون کنیم و بعد ضبط کنیم.
2. مقدمه اش طولانیه. در واقع می شد در دو سه جمله جمع بندی اش کرد که مخاطب رو هم ترغیب کنه که بیشتر گوش بده.
3. تو خوشتیپ و خوش صدایی. کمی مسلط تر با دوربین برخورد کنی شو من عالی ازت در می آد. یعنی نگاه هات رو کمتر بدزدی و با دست ات نزنی روی پات. یا مثلن بازی با لب ها. البته اینها خیلی خیلی طبیعیه برای کار اول. من هم احساس کردم تسلط داری هم احساس کردم کمی استرس. روی خودت کار کن. به فیلم های هالی وودی نگاه کن! این چیزها توش خیلی قویه.
4. گفتم فیلم هالی وودی. به نظر من بهترین تعریف ابتذال اینه که ببینی دارن یک چیزی رو بهت زورچپون می کنن. مثلن یک خانواده ی امریکایی دور میز شام نشستن و از کانون گرم خانواده لذت می برن. برای ما چیز جالبی نیست. چون یا بهترشو داریم. یا نداریم که حسودی می کنیم. یا هر چیز دیگه. حالا ما که به اون صحنه نگاه کنیم که مثلن اشک تو چشم هاشون حلقه زده نمی آیم که باهاشون همراهی کنیم. به جاش عوق مون می گیره. حالا بحث سیاستمدارها شد. به نظر من خیلی برش های ضعیفی انتخاب کرده بودی. تو یکی اش جرج بوش متوجه فیلمبرداری نشد و به زور می شد تشخیص داد داره گریه می کنه. گریه ی پدرش هم به نظرم متظاهرانه نبود و به عنوان یک انسان که گریه هم می کنه من به اش نگاه کردم. گرچه دیالوگ آخر قضیه رو تغییر می داد. هیلاری هم گریه های خیلی ضایع تری کرده که از دست دادی. این چیزهایی که تو نشون دادی پوپولیستی نبود.
به امید کارهای بهتر. منتظریم
سپتامبر 7, 2008 at 10:56 ق.ظ
راستی اون جمله ی من این بود که چون مثبت هاش رو خودت می دونی دیگه گفتن نداره. اگر خواستی درستش کن.
رونوشت: تصحیح شد
سپتامبر 7, 2008 at 1:09 ب.ظ
چه کار خوبی، دستت درد نکنه. خیلی خوب بود. اگر ادامه بدی خودت به تدریج چند تا نکته کوچیک رو درمیاری و خیلی بهتر میشه. درود بر تو.
سپتامبر 7, 2008 at 2:56 ب.ظ
حالا یعنی من هیچ نقشی نداشتم دیگه؟!!
من نقش به این بزرگی دارم ! چطور ندیده می گیری !!
درباره ی این هم، کامل ندیدم چون سرعت اینترنتم خیلی پایینه.ذره ذره دارم می بینم.
با این وجود کار جالبیه.هرچند مخاطبای با سرعت پایین اینترنت رو نداره دیگه.ببین می تونی اون سیستمی که می گه ” با سرعت بالا ببینید” ، “با سرعت پایین ببینید” رو استفاده کنی رو کارهات؟اونجوری خیلی خوب می شد.
به هرحال تبریک می گم.
کاملش رو هم ریز ریز می بینم.بعد هی بگو تو تاثیر نداری!!
سپتامبر 7, 2008 at 5:25 ب.ظ
پویا تو واقعا یه موش بزرگ هستی. خیلی خوب بود.
فقط همونطور که بالا هم گفتن کمی تکون کمتر بخور. در واقع اصلاح میکنم تکون خوردن خیلی هم خوبه، به شرطی که عمدی و آگاهانه باشه، از تکونهای غیرعمدی و از سر عادت یا استرس پرهیز کن.
دوم اینکه از نگاه کردن توی چشم مخاطب (دوربین) طفره نرو. تماس چشمی (eye contact) خیلی خیلی خیلی مهمه برای تاثیر جملههایی که میگی. یادت باشه آدمها به چشم خیلی بها میدن (همون عقلشون توی چشمشونهی خودمون). حتما باید به چشمهاشون نگاه کنی و حرفت رو بزنی که تاثیر قویتری بذاری روشون.
در کل عالی بود. عالی بود. عالی بود.
سپتامبر 7, 2008 at 6:43 ب.ظ
حاجی
ممنون از پیشنهادات ات
به حرفت گوش کردم
خدا حفظت کنه
سپتامبر 7, 2008 at 7:34 ب.ظ
[...] ویدئوبلاگی در باب نقش گریه در سیاست آمریکا (شبه پاسخی ب…زحمت کشیده خیلی و کاری کرده که این روزها زیاد باب نیست. [...]
سپتامبر 7, 2008 at 8:09 ب.ظ
[...] ویدئوبلاگی در باب نقش گریه در سیاست آمریکا (شبه پاسخی ب… [...]
سپتامبر 7, 2008 at 8:30 ب.ظ
برای شروع از خوب هم خوب تر بود پویا جان
سپتامبر 7, 2008 at 9:10 ب.ظ
عالي بود . شايد يه روزي من هم يه ويدئو بلاگ درست كردم … شايد . هنوز زوده و راه طولاني در پيش دارم .
* در ضمن بهت لينك دادم .
سپتامبر 8, 2008 at 1:46 ق.ظ
ممنون از همه دوستان به خاطر تشویق ها، دلگرمی ها و انتقادهای به جاشون. برای همتون آرزوی موفقیت می کنم و حتما نکاتی که ذکر کردید رو در کارهای بعد ملحوظ می کنم.
سپتامبر 8, 2008 at 5:25 ق.ظ
خوب بود، ولی سعی نکن ادعا اطوار روشنفکری در بیاری. راحت باش.
سپتامبر 8, 2008 at 6:05 ق.ظ
کار خوبي بود اما:
1- ميشه لينک مستقيم به ويدئو رو هم بذاري، چون يوتيوب ليفتره ما بايد به روشهاي خاصي متوسل شيم که به لينک مستقيم نيازمنده (من از روش سخت توسل به source براي پيدا کردن لينک استفاده کردم!)
2- چرا به دوربين نگاه نميکردي؟
3- چندبار حرکات دستات و برخورداش با اطراف صداهاي بدي ايجاد ميکرد!
سپتامبر 9, 2008 at 11:27 ب.ظ
Salam,
1-avalan in ghyas e shoma kolan ghalate chon adam sib o ba porteghal moghaye nemikone
2-avam fariby ba popolism fargh dare va behtare dar estefade az loghat deghat beshe
3-azadi anva e mokhtalef dare va azadiye bayan ba azadiye ejtemayi fargh dare
3-tojihe siyasat haye tojih napazire ye siyasatmadar e kamelan bi taahod be har osooli moghayeseye oun ba douroughgoohaye digeyi nist ke ounvare donya avam faribi mikonan va bayad bedouni ke age ye mah too ghom zendegy koni in mozou ro khaily behtar dark mikoni
4-maha mamoulan be ahmady nejad migim ahmaghy nejad shoma migi agha ke in khodesh jalebe.
rouzbeh Paris
سپتامبر 10, 2008 at 5:46 ق.ظ
خیلی ایده خوبیه. ادامه بده.
فقط یه کم خودت کمتر حرف می زدی بهتر بود. برای بعدی ها قسمت مستندش رو بیشتر کنی، بهتره تا حرفهای خودت رو. خسته می شه بیننده قصه بشنوه.
موفق باشی.
سپتامبر 10, 2008 at 3:23 ب.ظ
@ روزبه: من نخواستم کاری رو توجیه کنم بلکه هدفم نشون دادن این بود که سیاست در نهاد پوپولیسته. ضمنا پوپولیسم میتونه گرایش عوام فریبانه داشته باشه ولی درست میگید لزوما عوام فریبانه نیست
سپتامبر 10, 2008 at 3:24 ب.ظ
@ ش: ممنون بابت پیشنهادت. حتما حواسم خواهد بود. البته پیدا کردن اطلاعات هم مصیبتیه