اخیرا نوشته ای را با عنوان “خودمان را گول نزنیم” در نقد نوشته آقای داریوش سجادی مندرج در سایت خبری گویا با عنوان ” VOA پروژه ای شکست خورده” نگاشتم و آن را نخست در این وبلاگ و سپس در سایت ایرانیان منتشر ساختم. جناب سجادی لطف فرموده و در پاسخ این نوشته ایمیلی را به من فرستاده اند که با اجازه ایشان در اینجا منتشر خواهم کرد. البته شاید واژه “پاسخ” لغت خوبی در باره مطلب ارسالی ایشان نیست چون به واقع هدف بیش از اینکه “مناظره” باشد ایجاد یک “دیالوگ” است و این از خود متن و ادبیات به کار رفته در آن هم به نیکی در می آید. ضمن تشکر مجدد از آقای سجادی متن ایمیل ایشان به شرح زیر است:
جناب آقای پویا شوقی
با سلام
مقاله جنابعالی را ملاحظه کردم
از اینکه وقت گذاشته و مقاله اینجانب را از منظر خود نقد فرموده اید کمال امتنان را دارم
اما در مورد اینکه فرموده اید اکنون عموم ایرانیان برخلاف سال
57
که از آمریکا متنفر بودند اینک در مقام شیفتگی یا تمایل به این کشور قرار گرفته اند را قابل مناقشه می دانم
اینجانب در مقاله خود با ذکر سیاه های از فکت های تاریخی دلائلی منطقی جهت کراهت ایرانیان از آمریکا بواسطه سیاست های خصمانه و زیاده خواهانه آن در ایران را متذکر شده بودم
اما اینکه شما می فرمائید امروز برخلاف گذشته ایرانیان از آمریکا استقبال می کنند نه آنکه با این ادعا مخالف باشم اما برای فهم چنین اقبالی باید دلائل آن را متذکر شوید تا اینجانب و دیگران بتوانند با تکیه بر آن دلائل اقدام به روان شناسی رفتار و اقبال و ادبار اجتماعی ایرانیان نمائیم
در مورد نفوذ رسانه صدای آمریکا نیز اگر منظورتان از این نفوذ پر مخاطب بودن این رسانه در ایران باشد شخصاً برای چنین اقبالی ارزش رسانه ای قائل نیستم
در مقام مثال هیچ کس نمی تواند منکر تیراژ میلیونی مجله پلی بوی باشد اما آیا چنین تیراژی دال بر وزانت و اثرگذاری و نفوذ آن رسانه بر عقول مردم است
مخاطب بالا زمانی در دنیای رسانه قابل اعتنا است که برخوردار از اثرگذاری و نفوذ بر رفتار مخاطب باشد و شواهد در مورد صدای آمریکا نشان می دهد مردم آن را می بینند اما چندان جدی نمی گیرند و همانطور که در مقاله خود متذکر شدم برای اقشار دلبسته به فرهنگ آمریکائی چیزی در حد دلخنک کن تلقی می شود
باز هم از حسن توجه و جنابعالی کمال امتنان را دارم
موفق باشید






من در مورد آمريکا رفتن چيزي نميدونم
ولي ميدونم يکي از روياهاي اصلي نسل سومي ها تحصيل در خارج از ايران است
خيلي هاشون حتي آرزوي زندگي دائم در خارجه رو دارن
درود بر پویا و سپاس از جواب آقای سجادی. من با گفته آقای سجادی موافقم و در نتیجه پستی رو به یک نظر سنجی که در همین موضوع به دستم رسیده، اختصاص میدم.
@ هزاران نقطه:
قضیه سیاسی شد:)
@ منیره: من به شخصه فکر می کنم فرهنگ آمریکایی جذابیت زیادی برای بخش قابل توجهی از جوانان آمریکا داره. البته این رو با استناد به آمار نمیگم بلکه تنها حاصل تجربه دراز زندگی در سرزمین “بلبلستان” هست
سجادی ناعزیز!
1-تو شخصا میخوای قائل باش یا نه! هیچ اهمیتی نداره و نداری.اول در اثبات شخص خودت بکوش، بعد ببینیم چقدر به نظرات شخصی تو میشه اعتبار داد!
2-آمریکا بنیاد خیریه نیست.در همه جای دنیا هم دنبال منافع خودش هست.تو هم هستی، من هم هستم.پس حرف مفت چیه که “سیاست های خصمانه و زیاده خواهانه آن در ایران”؟ آخه تو فکت تاریخی میفهمی چیه پروفسور؟!
3-فکر نمیکنی در جمله ی “اقدام به روان شناسی رفتار و اقبال و ادبار اجتماعی ایرانیان نمائیم” گه زیادی خوردی یکم؟ اگر یکم کتاب خوانده بودی و برساختگرایی و ایرادها وارد بر آن را درک میکردی بیشتر موقع زر زدن حواست را جمع میکردی! از آن گذشته از آن واژه ی “دل خونک کن” که در آخر نامه ات آمده میشود فهمید چقدر ابلهی در جامعه شناسی هم!
4-”وزانت” دیگه چجور معیاریه؟اثر گذاری و نفوذ رو اگر از تیراژ نمیشه فهمید از جامعه شناسی خاله بازی تو میشه؟
تیراژ،وقتی رسانه ها آزادانه در مقابل هم قرار میگیرند دقیقا نشان دهنده اثرگذاری است. کنال های ایرانیان احمق دیگر و از جمله خودت و نیز رسانه های جمهوری اسلامی در یک بازی کاملا رقابتی بازی را به وی ا ای باخته اند.دلیلش را شما برای ما بکاووو پروفسور.
5-اگر نمیدونی نشریه ی پلی بوی چه نفوذ و تاثیرگذاری داره از بیسوادی خودته.برو یکم بخون مرتیکه.مجبوری همش حرف بزنی و اسهال نوشتن و یبوست خواندن داشته باشی؟
وزانت!! هم داره اتفاقا پلی بی منتها باید اهلش بگن.نه داریوش سجادی که با همون کف دستی معمولیش هنوز سر میکنه.
و در آخر
آقای شوقی.به شما هم وارنینگ میدم که داری به راه داریوش سجادی میری! و هیچ برنامه ای جز کسب معروفیت در فضای مجازی ایرانیان نداری(که البته نکوهیده نیست)اما بطور جدی به شما توصیه میکنم هم زمان با خواندن های ابتدایی و نوجوانی این هجم نوشتن را نداشته باشی.
فرستادن لینک پاسخ اولین آدمی که بزرگ فرض کرده ای و جواب تو را داده است، بسیار کودکانه بود که با رفتار های یک روزنامه نگار جدی فاصله دارد.
مشکل داریوش سجادی دقیقا این بود که فکر کرده بود عرصه ای باز شده است به نام روزنامه نگاری و هر ننه قمری میتواند بیاید و معروفیت کسب کند.
شاد باشی.
بابت غلط های املایی “خونک” و “هجم” عذر خواهی میکنم.
@ فیاض خاک
فیاض عزیزم
همین که برای اولین بار در وبلاگ من کامنت میگذاری بی نهایت برایم دارای ارزش است. در مورد پاسخت به سجادی باید اذعان کنم که گرچه ادبیاتی را که به کار برده ای چندان نمی پسندم اما تا حد زیادی با تو موافقم. مثلا در مورد قضیه وزانت و تاثیر گذاری خودم هم در نوشته ای که به غلط یا به درست در نقد نوشته سجادی نوشتم اشاره کردم که صدای آمریکا با اهداف تبلیغاتی درست شده است و در فکر تاسیس کنندگانش قرار نبوده تبدیل به یک خبرگزاری حرفه ای و به قول سجادی “وزین” تبدیل شود.
در مورد بخش دوم نوشته ات هم از آنجا که مسائلی که گفتی از دیر وقت دغدغه شخصی ام بوده در پست بعدی به طرز جداگانه خواهم نوشت.
ممنون بابت “وارنینگ.”
در اینکه درصد قابل توجهی از قشر جوان ایران شیفته آمریکا هستند شکی نیست اما این جوانان کل جامعه رو نمایندگی نمی کنند .. (همانطور که یک منتقد در مورد فیلم های سوپرمنی نوشته بود اگه فیلمی مثل سوپر من یا بت من فروش حیرت انگیز می کنند معنیش این نیست که جامعه آمریکا داخل یه جریان خاص قهرمان پروری افتاده… چون اونایی که میرن سینما جوانان بین 16 تا 25 سال هستند اغلب که شلوار های گشاد می پوشند)…اگه اون قشر خاص جوان رو (که با اینکه زیاد هستند اما نسبت به کل جامعه اقلیت محسوب می شند ) رو فاکتور بگیریم می بینیم که هنوز هم اون انزجار نسبت به آمریکا وجود داره، چون نفوذ رسانه های داخلی ایران بیشتره… برای اینکه وضعیت رو روشن تر کنم یه مثال می زنم…. اگه به من پول بدن و بگن برو یه رادیو راه بنداز و نظر مردم رو نسبت به آمریکا تغییر بده.. میرم تو یه کشور غیر اروپایی (مثل ژاپن دفتر و دستک راه میندازم … بعد برنامه های ایستگاهم رو طوری تنظیم می کنم که آهنگ های مورد علاقه مردم رو پخش کنه و بعد به موقعش اذان به وقت تهران رو پخش کنه … درباره بدبختی های مردم صحبت کنه…و اصلا حرفی از سیاست نزنه… می تونم بتون اطمینان بدم با این روش مخاطب این رادیو از مخاطبین صدا و سیمای ایران هم بیشتر بشه…و به مرور (و به طور غیر مستقیم) ضعف های دولت نشون داده میشه و بعد دروغ هاشون تابلو میشه… وقتی مردم بشون ثابت بشه دولت داره دروغ میگه پس مرگ بر آمریکا هم مفهومش رو براشون از دست میده…. روحانیت با مذهب افکار این مردم رو بدست گرفت.. برای خارج کردن اذهان مردم از چنگشون هم فقط باید از مذهب استفاده شه. این تنها راهشه.
[...] دیگر توی بلاگش نمی نویسد و اصلا درش رو تخته کرده است) در کامنتی نکته ای را به من گوشزد کرده است که دغدغه قدیمی من بوده و [...]
@ دسرتر:
فکر می کنم با اندکی اغماض رادیوزمانه یک همچین سیاستی رو دنبال میکنه. البته حیف که رادیوئه و مخاطب خاص داره. حیف!
به نظر من در درگیری لفظی آقای سجادی و نبوی این سجادی بود که روسفید بیرون اومد. نبوی جز بد و بیراه گفتن و دلقک بازی کار دیگه ای نکرد. اما شهرت نبوی باعث شد که همه ازش طرفداری کنن. آقای سجادی هر عقیده و مرامی که داشته باشه و چه روزنامه نگار حرفه ای باشه یا نباشه همین که ادب و اخلاق رو در نوشته های خودش رعایت می کنه قابل احترامه.